منقوش و مثبوت شده بوده : زيرا لوح محفوظ عبارت است از تمام صور موجودات حتى اين لفظ هم . پاشاى مزبور در جواب گفتند : اين سخن شما را وقتى قبول مىكردم و آن را مىدانستم كه اين قاعده در همه جا مطرود بود ، به اين معنى كه از براى انجام هركار بهگفتن لفظ انشاءاللَّه اكتفا مىشد ، يا بدون گفتن لفظ انشاءاللَّه هيچكارى صورت نمىگرفت . بر فرض كه گفتن انشاءاللَّه هم داخل نقوش لوح محفوظ باشد ، آيا سبب گفتن براى انجام مقصود و نگفتن آن از براى نتيجهء معكوس ، به چه دليل ثابت مىشود ؟ اگر كسى امرى را اجراكردن بخواهد ، اسباب حصول آن به طوريكه حكماء مىگويند خارج از علل اربعه كه علت فاعلى و مادى و صورى و غائى باشد نتواند بود ، گفتن لفظ انشاءاللَّه داخل در كدام علت است ؟ وانگهى بسا انسان بخواهد امر غيرمشروع يا محال را از قوه به فعل بياورد ، مسلم است كه اگر هزار انشاءاللَّه بگويد ، نه حق تعالى به كار غيرمشروع راضى است و نه مشيت به امر محال تعلق مىگيرد . از آن طرف اگر كارى مشروع و معقول باشد ، از نگفتن انشاءاللَّه بهقدر ذره ضرر براى انجام آن روى نخواهد نمود . غالب اين فرنگيها ، خصوص آنان كه مصدر كارهاى معظم دنيا مىباشند ، مادى و طبيعى بودهاند و ابداً نه قولًا و نه قصداً ، لفظ انشاءاللَّه را به زبان و خيال نمىآورند و ترجمهء آن را به خاطر نمىگذرانند و با وجود اين ، آن كارهاى بزرگ را كه قريب به محال مىنمود ، در عالم صورت داده و مىدهند . از آن طرف علماى اصفهان هزار ماشاءاللَّه و انشاءاللَّه و لاحول ولا گفتند و با افاغنه جهاد نمودند و آخر شكست خوردند و در حمله اول مقاومت و پايدارى نكردند و هيچكارى در هيچ عالمى از پيش نبردند . پرنس بيسمارك هنگام محاربه با دولت فرانسه گفت : يك ماهه اردوى آلمان را وارد پاريس مىكنم . يكى گفت بگو اگر خدا بخواهد ! پرنس مزبور جواب داد : كه اگر خدا بخواهد مىروم و اگر نخواهد مىروم . زيرا كه من تمام اسباب مادى و صورى را
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 239
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص٢٣٩