محروم مانند ، ولى عدد هنديان دوصد مليون ( چهار كرور ) مىشود ، اگر كسى سير طبيعى عالم وجود را كه اكثر سنت الهيه است ، ملاحظه كند ، خواهد دانست كه اين عدد كثير را هرگز ممكن نخواهد شد كه از خود منسلخ [ 1 ] شده به لباس غالبين و فاتحين برآيند و لغت اجنبيه را بهجاى لغت وطنيه به كار برند ، بلكه اگر كسى غور كند ، خواهد فهميد كه اين جمع كثير ، صدها اقوام غالبين و فاتحين را فرو برده جزء خود خواهند نمود و بهغير از اسمى ، آن هم در تاريخ ، از آنها باقى نخواهد گذاشت ، چنان كه مغولها و ديگران را با وصف غالبيت ، هندى كردند و به لباس خود درآوردند . و چنان گمان نشود كه مقصود ما از آنچه ذكر كرديم تشويق بر ترك تعلّم لغت انگليزيه است ، بلكه چنين بايد دانست كه تعلّم لغت انگليزيه ، از چندين وجوه بر هنديان لازم است . وجه نخستين آنست كه حكومت هندوستان حكومت انگليزيه است و ارتباط در ميان مردم و حاكم و احقاق حقوق طرفين و رفع تعديات و اجحافات هرگز حاصل نخواهد شد ، مگر بدين كه رعايا لسان حكام خود را بدانند . وجه دومى آنست كه اهل هندوستان به اشدّ احتياج ، محتاجند به جميع فنون و معارف و صنايعى كه در زبان انگليزيست . پس واجب است بر ايشان كه آن زبان را بهخوبى اتقان نموده علوم و فنون را از آن لغت به لسان وطنى ترجمه نمايند و اساس مدنيّت حقيقيه را كه معارف بوده باشد ، در وطن عزيز خود استوار سازند . و سيمى آنست كه تسهيل طرق معاملات و تمهيد سبل تجارت و اطلاع بر احوال و عادات امم و فهميدن سجايا و اخلاق قبايل و دانستن تواريخ دول و ممالك ، بىمعرفت لغات آنها متعذر است ، لهذا هنديان را بايد كه لغت انگليزيه را خصوصاً و سائر لغات را عموماً ، تعلّم نمايند تا آنكه بتوانند راههاى تجارات و معاملات را وسعت دهند و ممكن شود ايشان را ، كه بر احوال جهانيان مطلع شده در اصلاح عقول و نفوس خود بكوشند و از روش ديگران عبرت گرفته خود را محل عبرت عالميان نگردانند ( چنانچه گرداندند ) . آنچه پيش ذكر كردم ، بالنسبه به سوى اهل هندوستان بود . اما بالنسبه بهسوى امت
هامش
[ 1 ] . بيرون شده . جدا شده