از ايشان براى وطن خود ، ذخيرهاى استحصال ننمودهاند ؟ و چگونه مىتوانند كه از براى وطن خود ذخيرهاى از آن علوم جديده بهدست آورند ، مادامىكه آنها را به زبان وطنى ترجمه نكنند و چگونه مىشود كه معارف در نزد قومى عمومى شود ، بىآنكه آن معارف به لسان آن قوم بوده باشد - و معارفى كه به لسان بيگانه بوده باشد ، چگونه پايدار خواهد شد ؟ - و چه فخر است كسى را كه هزارها كتب به لغت بيگانه در كتابخانه خود داشته باشد ، بىآنكه يك كتاب نافع هم به لسان وطنى در آن بوده باشد ؟ آيا هيچ عاقل فخر ديگران را فخر خود مىشمارد ؟ و آيا بهغير جنس خود هيچ خردمندى فخر مىكند و فخر بهجنس جاهل را هيچ هوشمند بر خود مىپسندد ؟ پس فخر بر جنس است ، به شرط شرافت و شرافتى نيست مگر به علوم و معارف . و علوم و معارف در آن وقت موجب شرف جنس مىشود كه عمومى بوده باشد و ممكن نيست كه علوم و معارف عمومى شود ، مگر در آن هنگامىكه به لغت آن جنس بوده باشد و آيا دانايان هندوستان را معلوم نيست كه اگر علوم و معارف به لغت وطنيه بوده باشد ، غالب معارف بهسبب اخبار نامهها و بهجهت معاشرت با علماء ، در اندك زمانى عمومى شده بصيرت و بينائى همه اهل وطن را فراخواهد گرفت . و از آنچه گفته شد به خوبى ظاهر و هويدا گرديد كه جميع طبقات هنديان را چه علماء بوده باشند و چه امراء و چه ارباب تجارت بوده باشند و چه اصحاب فلاحت ، واجب چنان است كه اتفاق نموده تعليم و تعلم مدارس كليه [ 1 ] و غيركليه [ 2 ] خود را به لسان هندى قرار دهند و همهء علوم و معارف را كوشش نموده به زبان خود ترجمه نمايند ، تا آنكه جنسيت هنديت استوارشده به راحت و رفاهيت مدنيت نايل گردند و از اكتساب فوائد جنسيت و استحصال مزاياى آن محروم نمانند و نشايد عقلاء هند را كه به واسطه بعضى از تخيلات بىاصل ، خود را مانند طايفه مان بهاو [ 3 ] كرده هر خط موهومى را سدّ اسكندر ! خيال كنند و بهواسطهء آن ، از صراط مستقيم علوم نافعه و راه
هامش
[ 1 ] . مدارس عاليه . دانشكده
[ 2 ] . مدارس ابتدائى
[ 3 ] . طايفهاى است در اطراف دكن كه اگر در راه سالكى از ايشان خطى كشيده شود بهسبب غلبه توهم از آنطرف گذر نخواهد كرد بل كج شده به راه ديگر گام خواهد زد .