تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
تعاون و توازر ، زيرا كه بالبداهه [ 1 ] شخص واحد بلكه شرذمه [ 2 ] قليله‌اى كه مآلفه [ 3 ] از آحادى چند بوده باشد ، هرگز قيام بر معيشت ضروريه خود نتواند كرد ، تا كجا كه استحصال سعادت تامه و رفاهيت كامله از براى خويش نمايد ؟ - و تعاون و توازر اشخاص متكثره مختلفةالطبيعه ، صورت وقوع نخواهد پذيرفت مگر به تكافاء [ 4 ] در اشغال و تناسب در افعال و تعادل در اعمال ، بدان گونهء كه آن افراد متعدده را صورت وحدانيه حاصل گردد . و تكافاء و تعادل در عمل در عالم خارج ، پيرايه وجود و هستى نخواهد يافت ، جز به اعتدال اخلاق باطنيه و قواى نفسانيه و نزاهت [ 5 ] آنها - و استقامت اخلاق و اعتدال سجايا هرگز وجود نپذيرد الا به بصيرت و بينائى و تعديل قواى عقليه و تقويم و تهذيب ملكات آن . البته آن مدبّر بصير انّا [ 6 ] و لمّا [ 7 ] حكم خواهد كرد كه علّت حقيقى و سبب اصلى سعادت تامه هر امتى از امم ، عقل و بصيرت و نزاهت و اعتدال اخلاق آن امت است و باعث شقا و موجب پريشان‌حالى آن زوال آن علّت است . چون اين ظاهر شد ، پس بايد دانست كه اخلاق نفسانيه و قُوى و ملكات عقليه را عجائب جزرى و مدّى و قبضى [ 8 ] و بسطى [ 9 ] و ارتفاعى و انخفاضى [ 10 ] و ازديادى و نقصانى و عروجى [ 11 ] و هبوطى [ 12 ] مىباشد . حتى اگر امتى از امم غفلت ورزيده زمانه قليلى از مراقبت و محافظت اخلاق نفسانيه و قواى عقليه خود چشم بپوشد و در تعديل [ 13 ] و تقويم [ 14 ] و ادامه و تثبيت آنها بر مراكز لائقه تساهل كند ، آن اخلاق و قُوى اگرچه به درجه عاليه رسيده باشد ، رفته‌رفته روى به اضمحلال آورده تا آنكه بالمره معدوم و نابود خواهد گرديد . و آن امّت نه تنها از سعادت و رفاهيت محروم خواهد شد ، بلكه در اندك زمانى از دائره انسانيت بيرون شده به حيوانات وحشيه ملحق خواهد گرديد . پس هر امتى را بايد علىالدوام از براى صيانت [ 15 ] اخلاق و حفاظت ملكات و راهنمائى به سوى سعادت منبهى [ 16 ] از غفلت و صائنى از هبوط و سائقى به سوى فضائل و
هامش
[ 1 ] . آشكارا [ 2 ] . جماعت كمى [ 3 ] . مركب از تركيب‌شدن [ 4 ] . برابرداشتن [ 5 ] . پاكى [ 6 ] . انا باعتبار انيّت يعنى ثبوت حكم در نفس‌الامر [ 7 ] . لما باعتبار لميّت يعنى علت حكم در نفس‌الامر [ 8 ] . گرفتن [ 9 ] . گشادگى [ 10 ] . پستى [ 11 ] . بالابرآمدن [ 12 ] . فرودآمدن [ 13 ] . برابرداشتن [ 14 ] . راست‌نمودن [ 15 ] . نگاهدارى [ 16 ] . بيداركننده