مجارات [ 1 ] آنها برآيند و اگر از اهل شقا مىباشند ، از آن عبرت گرفته از بواعث آن اجتناب نمايند . 11 - و حاكم را بر عدالت دعوت و فوايد آن را بيان و وكالت عموم رعيت را نموده شكواهاى آنها را به حكومت مىرساند و دفع ظلم مأمورين و رفع حكام رشوتخوار را مىكند حوادث آتيه را تفرس [ 2 ] نموده ارباب حل و عقد را آگاه مىسازد ، تا آنكه قبل از حدوث آن در دفع و علاج آن بكوشند و حكومت و رعيت از ضرر آن محفوظ ماند . 12 - و اگر شخصى اجنبى امر ناملائمى به قوم آن نسبت بدهد ، به ادله و براهين متقنه [ 3 ] كه برندهتر است در نزد دانايان از شمشيرها ، دفاع از قوم خود را واجب مىداند . 13 - ودائع [ 4 ] افكار هر عاقلى را به سائر عقلا مىرساند و عالمان را بهيكديگر آگاهى مىدهد . 14 - حكايات لطيفه و نكت ظريفه و اشعار بليغه را از براى انشراح صدور ، گاهگاهى به قارئين خود عرضه مىكند . 15 - اجزاى متلاشيه [ 5 ] امت را و اعضاء متفرقه آن را جمع نموده به حيات تازه زندهاش مىگرداند . 16 - و خوانندگان خود را نشسته به سير و سياحت عالم دلشاد مىكند . 17 - و بيماران به امراض مزمنه [ 6 ] را به اطباء ماهرين ، دلالت و جاهلان را به علماء متفنّنين رهبرى و فقرا را به مواقع غنا و اكتساب ارشاد مىنمايد . 18 - دوست امت را از دشمن تميز مىدهد و لباس تلبيس را منشق [ 7 ] مىسازد . 19 - و به كمينگاههاى شرّ و شقا ، از براى احترازكردن ، اخبار كرده به شاهراههاى سعادت ارشاد مىكند و از براى جلب منفعت و دفع مضرت حقايق اشيا را چنانچه درواقع است ، جلوه داده و آشكار مىنمايد و در هرجا و هر چيزى كه منفعتى از براى امت خود ديده ، حالًا اعلان مىكند .
هامش
[ 1 ] . رفتن دوكس برابر يكديگر
[ 2 ] . دريافتنمودن
[ 3 ] . محكم و استوار
[ 4 ] . امانتهاى خاطر و افكار
[ 5 ] . پريشان
[ 6 ] . مرضهاى كهنه
[ 7 ] . چاك و پارهشدن