تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
به شكنجه آن غدارها خواهى انداخت . و خون هزارها بيچاره‌ها را خواهى ريخت . و چون بدين شقا و بدبختى و رنجها دراهم و دنانيرى چند ، به‌دست آورى ! حالا آن دشمن خونخوار بيمارى بخل ، كه نتائج خوف است ، در تو احداث مىكند و تو را اگرچه داراى هزارها قناطير مقنطره [ 1 ] بوده باشى ، چنان از اوهام باطله فقر و فاقه مىترساند كه ديگر ياراى تصرف در آن اموال مكتنزه [ 2 ] باقى نمىماند و به حالت وشح [ 3 ] چنان احاطه مىكند كه تو را هيچ‌گاه ياراى آن نخواهد بود كه از براى تنعم خويش و يا از براى معيشت اهل و عيال و وابستگان خود ، اندكى در آن قناطير مقنطره ، دخل و تصرف نمائى و آنگونه وهم و انديشه ترا فرا مىگيرد كه گويا اگر درهمى از آن صرف نمائى ، روز ديگر از فقر و فاقه و گرسنگى جان خواهى سپرد ! و بدين‌جهت تو را با اهل و وابستگان خود جنگها و جدلها خواهد بود ! و هميشه عمر خود را به ارتعاش [ 4 ] و ترس و لرز و فقر و فاقه ، به سر خواهى برد و با آنكه درنهايت غنا و ثروت خواهى بود . ترس دزد از يك طرف ، بيم حاكم از يك‌طرف ، خوف همسايگان از يك‌طرف ، خشيت از اهل و خويشان و ملازمان از يك طرف . اى بيچاره بدبخت كودك ! تو به واسطهء اين دو سجيّه [ 5 ] و دو خلق ، در هر آنى مانند شخصى مىمانى كه در زير شمشير جلّادى منتظر جز [ 6 ] رأس خود بوده باشد ! ، آه از اين‌گونه حيات ، آه از اين‌گونه معيشت ، در كنار آب از تشنگى مردن و در حالت وفور نعمت و تيسّر آن از گرسنگى جان سپردن . در آرزو با فتور همت و استيلاء حسدى كه بر انسان است ، رغبت او به‌مدح و ستايش دروغ و بىاصل اى بيچاره ! اين مكّار و محتال [ 7 ] جميع رتب عاليه و مناصب ساميه و مزيات و فضائل عالم انسانى را درنظر تو جلوه داده ، قلب تو را مملّو از اميات آمال خواهد نمود و در كانون [ 8 ] فؤادت [ 9 ] ، آتش آرزوهاى گوناگونه خواهد افروخت ! ، گاهى رغبت
هامش
[ 1 ] . پوستهاى گاو كه پر از طلا باشد . [ 2 ] . ذخيره‌شده - گنجينه شده [ 3 ] . غايت بخل است . [ 4 ] . لرزش [ 5 ] . صفت [ 6 ] . بريدن [ 7 ] . حيله‌گر [ 8 ] . منقل [ 9 ] . قلب