تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
چه بسيار به واسطه تلاطم امواج كشتى تو شكسته و الواح [ 1 ] آن از يكديگر پراكنده گرديد و تو به روى تخته پارهء نشسته با مرگ دست به‌گريبان در آن شبهاى ظلمانى كه هيچ‌گونه مونسى و معينى ترا دستياب نمىشود ، باز عنايت ازليّه‌ات به ساحل نجات مىرساند و اين هول و هراس ذرهء از حرص تو نمىكاهد و چه بسيار واديهاى بىآب و گياه و قلل و جبال مرتفعهء هولناك و درهاى عميق و لغزش‌گاههاى دهشتناك را از براى استحصال مبلغى زهيده خواهى پيمود و از براى استحصال نفود ، چه بسيارها اسير پنجه دزدان بدسيرت و قطاع‌الطريق غول سريرت خواهى شد و چه بسيار در بيابانها به واسطهء حرص و طمعت مشرف بر موت شده ، باز چون نجات يا بى حرصت افزونى مىيابد و چه بسيار در طلب اموال به بيماريهاى سخت گرفتار شده ، به خون خود آغشته مىگردى ، هر روزى از براى درهمى با هزارها در مجادله و در مخاصمه‌ها و در محاكمه‌ها عمر خود را به سر خواهى برد و از براى استحصال دينارى ، هزارگونه حيله‌ها و مكرها به كار خواهى برد و متحمل انواع ذلها و مسكنتها خواهى گرديد . گاهى از درت خواهند راند و گاهى از روى حقارت لطمه‌ات خواهند زد و گاهى دشنامت خواهند داد و تو از براى جمع حطام [ 2 ] اين دنياى فانى ، گاهى از روى ريا به لباس زهاد و عباد جلوه‌گر مىشوى و گاهى ازبراى اقتناى [ 3 ] فِلسى ، از بيچارگى از روى تزوير بساط صدق و محبت و راستى مىگسترانى و گاهى طريق عداوت و وشايت [ 4 ] و نمّامى را پيش مىگيرى . و گاهى مسلك ذلت و عبوديت را مىپيمائى و گاهى در روغان [ 5 ] ثعلبى با هزار ترس و لرز خود را بر روى مال يك يتيم و أرامله [ 6 ] انداخته ، آن بيچاره‌ها را با چشم گريان در آتش حسرت خواهى نشاند . و زمانى از براى قراضه ذهبى يا فضهء ، مصدر هزارها عار و ننگ خواهى شد و پرده ناموس انسانى را هتك خواهى كرد و از براى جمع‌آورى مال ، طريق نفاق را پيشه خواهى كرد و با هيچ احدى به راستى سلوك نخواهى نمود و از براى به دست‌آوردن اين جيفه عفنه ، خود را أعوان ظلمه و أنصار جائرين خواهى نمود و هزارها بىگناه را
هامش
[ 1 ] . تخته‌ها [ 2 ] . چيزهاى حقير - خس و خاشاك - مال دنيا [ 3 ] . بدست آوردن - تحصيل‌كردن [ 4 ] . سخن‌چينى [ 5 ] . حيله‌بازى روباه [ 6 ] . بيوه‌زن