موافقت با معاشرينت ، بىجا و بىسبب اظهار خشم و غضب خواهى نمود . و از براى استحصال اندك ستايشى ، از نادانان هزارها هزار ذمائم و نقائص را بر خود گوارا خواهى كرد . و حرص ظهور تو را بر اين خواهد داشت كه مدحههاى دروغين و ثناهاى بىاصل را بهغايت رغبت أصغا [ 1 ] خواهى كرد و خود را العوبه [ 2 ] و اضحوكه [ 3 ] محتالان و مكّاران ، خواهى نمود و از براى استحصال اكذوبهء [ 4 ] چند ، جان خود را فدا خواهى كرد و دروغها را بهقيم [ 5 ] عاليه ابتياع خواهى نمود و رغبت مجد دروغينت تو را به جنون مطبّقى مبتلا خواهد ساخت كه مىخواهى در هر فضيلتى ، اسمى داشته باشى . محتالان ، طبيعت تو را دانسته ، اى بيچاره بهجهت آنكه از تو انتفاعى ببرند ، گاهى تو را به شجاعت مىسرايند و زمانى أزهد زهادت مىخوانند ! و وقتى عالم ربانيت مىگويند و ساعتى به لقب حاتم و معنابن زائده [ 6 ] سرفرازت مىسازند . يكى از حذق [ 7 ] و كياست و فراستت سخن مىراند و ديگرى از عزم و اقدام و ثباتت بسط كلام مىكند و اخرى زهد و تقى [ 8 ] و معارف الهيه و جميع كمالات نفسانيه را از براى تو اثبات مىكند . و رفته رفته ، اى بيچاره ! از خود غافل خواهى گرديد و چنان گمان مىكنى كه تو را در عالم انسانى هم مقامى بوده باشد و حال آنكه مىدانى اينها كه دربارهء تو مىسرودند ، همه كذب و افترا و التذاذ از اين اكاذيب تو را بر آن خواهد داشت كه اگر مادحى نيابى ، خود خود را با نهايت وقاحت و بىشرمى به هزار گونه ستايش مىنمائى و هيچ منفعل نمىشوى ! و سختروئى و بىشرمى تو را بر آن دعوت مىكند كه از براى اثبات آن اكاذيب در نفوس مردم و التباس حقيقت خود كارهائى كه از بزرگان عالم انسانى سر زده است ، به خود نسبت مىدهى . كرم همسايهات را به خود مىبندى و مردانگى و جوانمردى دوستانت را ، طراز جامه دروغين خود مىنمائى ، خيرات و مبرّات كه از ديگران سر زده است ، زوراً و بهتاناً دعوى مىنمائى .
قصيده شعراء بارعين [ 9 ] را سرقت مىكنى و كلمات حكماى عظام را مىدزدى ، و رسائل و كتب
هامش
[ 1 ] . شنيدن - گوش گرفتن
[ 2 ] . بازيچه
[ 3 ] . ريشخند
[ 4 ] . دروغ
[ 5 ] . قيمتها
[ 6 ] . بخشنده معروف عرب
[ 7 ] . مهارت
[ 8 ] . پرهيزكارى
[ 9 ] . زبردستان