قصور عاليه و عمارات شاهقه و دراهم مكنوزه و ألبسهء فاخره خواهى نمود و زمانى طالب تمجيد و تكريم خواهى شد و وقتى هوس برترى و تقدم بر ساير اصناف ناس و تصدّر [ 1 ] در محافل بر تو ظهور خواهد نمود و هنگامى شوق علوم علّيه و فنون ساميه [ 2 ] و معارف دقيقه در تو به هيجان خواهد آمد و بر سرت سوداى آن خواهد افتاد كه بايد بر همه در همه چيز برترى داشته باشى و خود را در همهء فضايل و مراتب انسانيّه مستحقتر و اولى خواهى انگاشت . اندكاندك ، چنان گمان خواهى كرد كه هيچيك از پايههاى انسانى در محل خود واقع نشده است . چون اين اميال و آرزوها در تو اشتداد پذيرد ، آن مكّار محتال احداث فتور [ 3 ] در همتت خواهد نمود و عزائم تو را سست خواهد نمود ، پس كسالت و فشل [ 4 ] بر تو رو خواهد كرد و خود معلوم است آن درجات رفيعه و مقامات منيعه عالم انسانى چه صورّيه بوده باشد و چه معنويّه ، كسى را حاصل نخواهد شد مگر به قوت عزم و بلندى همت و نشاط در طبيعت و چون ترا اينها نباشد ، از همه آن درجات محروم مانده ، به واسطه مكر آن دشمن غدار ، به بيمارى سخت حسد گرفتار و مبتلا خواهى شد و دل تو چون كوه آتشفشان كه دائماً در دوّى [ 5 ] و غليان و جوشش خواهد بود و شعلههاى آتشش تا به آسمان مرتفع خواهد گرديد و صعود خواهد نمود و دخانهاى غليظ آن جوّ را مظلم خواهد كرد و مقذوفات عفنهاش ، اقطار را متعفن و كريهالرائحه [ 6 ] خواهد نمود و بدين سجيّه آتش خواهى افروخت كه خود را و ديگران را در آن آتش خواهى سوخت از آن درجه شرافت انسانيه منحط گرديده ، جميع دنايا و خسايس افعال از تو سر خواهد زد و با جميع عباداللَّه ، بدون سبب و بدون موجبى ، قدم در دائره خصام [ 7 ] و جدال خواهى گذاشت و نمّامى و فتنهانگيزى را پيشه خواهى ساخت و عالمى را به واسطه افتراهاى ناحق و بهتانها و اقوال ناشايسته و كردارهاى ناملايم دشمن خودخواهى نمود و درانظار عالم حقير خواهى شد و جميع مردم بهواسطه شرّ
هامش
[ 1 ] . صدرنشينى
[ 2 ] . بلند - مهم
[ 3 ] . سستى
[ 4 ] . ناموفقبودن - كامياب نبودن
[ 5 ] . دوى و غليان آواز همهمه و جوششكردن و تفانداختن
[ 6 ] . بدبو
[ 7 ] . دشمنى