تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
نموده و بر تو ظاهر مىسازد كه تو يگانهء زمان و فريد دوران هستى تا آنكه به‌سبب غفلت تو ، از نفس خودت كه به‌سبب اغواى [ 1 ] اين دشمن حاصل شده است ، صفتِ كبر و سجيّه عُجب [ 2 ] در تو پديدار مىگردد و چنان گمان مىكنى كه مانند تو وجودى نيامده است ! و دهر از آوردن مثل تو پس از اين ، عقيم [ 3 ] خواهد بود . اى طفل مسكين ! چون اين خصلت در تو پديدار مىگردد ، تو را چنان گمان مىشود كه بايد جميع مردمان به واسطهء بزرگى وجود تو و سمّو مرتبه تو در عالم انسانى ، همگى يك‌باره سر اطاعت در آستانه تو نهند و هر روزه براى عرض خدمتى حضور تو آيند و در تعظيم و تمجيد و تبجيل [ 4 ] تو ذرهء كوتاهى نورزند و همگى از براى اطاعت تو كمر خدمت بندند و از براى استرضاى خاطر تو به جان و دل كوشند و همگى در استحسان اعمال و افعال تو رطب‌اللسان گردند و همگى از براى ملاحظه نظرات و لحظات تو سراپا چشم گردند و از براى استماع كلمات تو تمامى گوش ، حتى در خلوات خود هيچ‌گاه در عميقات فكر خويش از تو غافل نگردند . اى كودك رضيع ! چون اين خيالات و اوهام باطله در تو راسخ گردد ، تو را خواهش عجيبى حاصل شود كه بايد جميع مردم ، همهء حركات و سكنات و آداب و رسوم و عادات خود را بر وفق ميل و خواهش تو قرار دهند و بايد به هر نوع كه باشد ولو به نهج [ 5 ] علم غيب ، از اميال باطنه تو مطلع گردند . اى مسكين بيچاره ! چون بر اين عرش غرور و كرسى زور مستوى و مستقر [ 6 ] گردى به‌يكبار چون به اطراف نگرى ، جميع عالم را پر از ناملائمات و منافرات خواهى ديد و خويشتن را محاط به جميع مصائب و بلايا و اكدار و احزان مشاهده خواهى نمود و اين عالم وسيع بر تو تنگ خواهد شد ، جميع بنى نوع خود را از براى خود دشمن گمان خواهى نمود و چنان گمان خواهى كرد كه هر شخصى ، هر آنى تو را به نوعى اهانت و تحقير مىنمايد و يا آنكه عمداً بر حقوق لازمه تو قيام نمىكند و تو پس از آن جميع عمر خود را به آه و حسرت به سر خواهى برد و هميشه اوقات خود
هامش
[ 1 ] . گمراه كردن [ 2 ] . خودپسندى [ 3 ] . نازاء [ 4 ] . بسيار تعظيم‌كردن [ 5 ] . طريقه - روش [ 6 ] . جايگير
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 174 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني