امر حقيرى و صغيرى به واسطه شُرطيها [ 1 ] و جلوازهاى غلاظ و شداد خود ، در بيم و هراس مىاندازد و راحت را از تو سلب مىكند . اى طفل رضيع ! اين دشمن أشنع است از آن قاضى مرتشئى [ 2 ] كه هزارها حقوق تو را ابطال مىنمايد و دعاوى باطله را بر تو اثبات مىكند . اى بيچاره كودك ! اين دشمن أقبح است از آن خويشى كه تو را ترك نموده از براى أبادت [ 3 ] و اهلاك تو با دشمنان تو بسازد و در رسوائى تو بكوشد و عيبها و نقائص تو را ظاهر سازد و راههاى رستگارى را بر روى تو ببندد . اى كودك مسكين ! اين دشمن أبشع [ 4 ] است از آن شخصى كه با تو سالهاى دراز دوستى بورزد و در نعم تو متنعم گردد ، پس از آن قدم در باديه خيانت نهاده در افساد امور تو بكوشد و اسرار تو را فاش نمايد . اى كودك بيچاره ! اين دشمن ، زشتتر است از آن دوستى كه هزارها بار خود را از براى يارى و اعانت او به تهلكه انداخته باشى و با وجود اين در حين شدت ضرورت اگر تو را به دو حاجتى افتد ، تو را مأيوس و نااميد گردانند . اى كودك بيچاره ! اين دشمن تو ، كه تو را از او گزيرى و چارهاى نيست مشعبدى [ 5 ] است يكتا و ساحرى است ، بىهمتا در هر ساعتى بهشكلى جلوه مىكند و در هر آنى به لباسى ظهور مىنمايد و هر وقتى مسلكى [ 6 ] مىپيمايد و هر زمانى خواهشى دارد . رغبتهاى او را اسبابى پديد نيست و رهبتهاى [ 7 ] آن را عللى ظاهرنى . نه مسرتش را اساس و نه أحزانش را موجبى . دوستيش هوس است و دشمنيش بلاسبب . در حركاتش غايتى ملحوظ نيست و در ترتيب مقدماتش طالب نتيجهء نى . جودش به بخل آميخته و جبانش [ 8 ] با شجاعت سرشته است و بلادتش [ 9 ] با فطانت [ 10 ] ممزوج است . اى بيچاره كودك ! هيچ اساس بنائى نمىنهد كه پس از چندى در خراب آن نكوشد - و هيچ عقد [ 11 ] و عقدهء [ 12 ] نمىنمايد كه در حل آن سعى ننمايد و هيچ راهى
هامش
[ 1 ] . پليسها و مأمورين حكومتى
[ 2 ] . رشوهگيرنده
[ 3 ] . هلاك
[ 4 ] . زشتتر
[ 5 ] . شعبدهباز
[ 6 ] . روش
[ 7 ] . ترسها
[ 8 ] . ترس - بزدلى
[ 9 ] . كندذهنى
[ 10 ] . هوشيارى
[ 11 ] . بستن
[ 12 ] . گره