زياده خواهد شد . و به مقدار ترقى در عالم عقلى ، صعود و عروج اوست در مدارج مدنيت ، تا آنكه يكى از ارباب « مدنيه فاضله » شده زيست آن با برادران خود كه بدين پايه رسيدهاند ، براساس محبت و حكمت و عدالت نهاده شود . اين غايت مراد حكما است و نهايت سعادت انسانيت در دنيا . پس اين اعتقاد بزرگترين رادعيست انسان را از اينكه زيست كند در جهان چون خران وحشى و گاوان دشتى ! و تعيّش نمايد در اين عالم چون بهائم بيابانها و راضى گردد به زندگانى انعام و چهارپايان ، كه قدرت بر دفع مضار و آلام و اسقام ندارد و طرق حفظ حيات خود را چنانچه بايد ، نداند و همه عمر را به وحشت و دهشت و خوف گذراند . و سترگترين زاجريست افراد انسانى از اينكه يكى ديگرى را چون اسود كاسره و ذآب ضاريه و كلاب عقوره ، پارهپاره نمايد و عظيمترين مانعى است از مشابهت و مماثلث حيوانات در صفات خسيسه دنى و نيكوترين سائقيست بهسوى حركات فكريه و استعمال قواى عقليه و مؤثرترين سببى است از براى تهذيب نفوس از دنس زوائل . غوركن اگر قومى و قبيلهاى را اينگونه اعتقاد نباشد ، بلكه بالضد ، آحاد را چنين عقيده باشد كه انسان مثل ساير حيوانات بلكه پستتر از آنهاست ، چقدر دنايا و ازائل ، از آنها سرخواهد زد و چه شرارتها از ايشان به ظهور خواهد پيوست و نفوذ آنها چقدر پست و دنى خواهد شد و عقول ايشان را چگونه وقوف حاصل شده از حركات فكرى باز خواهد ماند ؟ و يكى از خواص يقين بر اينكه امت او افضل امم است و بهغير آن هم بر باطلاند ، اين است كه لامحاله صاحب اين عقيده ، درصدد مبارات و مجارات و همسرى ساير امم خواهد برآمد و درميان فضائل ، با آنها مسابقت خواهد نمود ، بلكه در جميع مزاياى انسانيت چه مزاياى عقلى بوده باشد و چه مزاياى نفسى و چه مزاياى در معيشت ، برترى و فوقيت بر ساير اقوام را طلب خواهد كرد . و هرگز بر انحطاط وحشت و دنائت و فرومايگى خود و امت خويش راضى نخواهد شد و هيچ شرف و عزت و برومندى و سعادت و رفاهيتى را ، از براى قوم بيگانه نخواهد ديد ، مگر آنكه اعلى و افضل از آن را بهجهت قوم خود خواهد خواست ، چونكه بهسبب اين اعتقاد ، خود را و قوم خويش را أحق و أليق و سزاوارتر
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٥٩