مىداند به جميع امورىكه در عالم انسانى ، فضيلت و مزيت و شرف شمرده مىشود و اگر از قواسر خارجى قوم آن را انحطاطى در يكى از مزايا و فضائل انسانيت دست داده باشد ، هرگز قلب او را راحت و آرام حاصل نمىشود ، بلكه هميشه تا عمر دارد ، در علاج آن خواهد كوشيد ، پس اين عقيده افضلترين سبب است از براى سابق امم در مدنيت و بزرگترين علت است بهجهت طلب علوم و معارف و صنايع و محكمترين موجب است از براى سعى امم در دريافت دواعى علّو كلمه و بواعث شرف . تدبّر نما ! اگر ملتى از ملل را اين يقين نباشد ، چقدر رخوت حاصل خواهد شد در حركت آحاد آن بهسوى فضائل و چقدر فتور در همت آنها پديد خواهد كرد و چه اندازه فرومايگى و بيچارگى آن امت را فراخواهد گرفت و چگونه در عبوديت و ذل و خوارى خواهد ماند ؟ خصوصاً اگر خود را پستتر از ساير ملل بداند ، چون قوم « وهير » و « مانك » . و يكى از محتويات جزم بدينكه انسان در اين عالم آمده است از براى استحصال كمالات ، تا آنكه منتقل گردد به عالمى اوسع و اعلى ، اين است كه چون اين اعتقاد كسى را دست دهد ، به نهج ضرورت و لزوم ، صاحب آن عقيده هر وقتى سعى خواهد نمود در تزيين و تنوير عقل خود به معارف حقه و علوم صدقه و خود عاطل نخواهد گذاشت . و آنچه در او وديعه گذاشته شده باشد ، از قواى فعاله و مشاعر عاليه و خواص جليله ، همه را به اجتهاد تمام از كمون به عالم بروز برآورده ، بر منصه شهود جلوه خواهد داد و در جميع ازمنه حيات خود ، از براى تهذيب نفس خويشتن از صفات رذيله كوشش خواهد نمود و در تعديل و تقويم ملكات آن ، كوتاهى نخواهد ورزيد و هميشه اجتهاد خواهد كرد كه اموال را از طريق لائق و سزاوار به دست آورد ، نه از مسالك دروغگوئى و حيلهبازى و خيانت و خدعهكارى و رشوتخوارى و تملقگوئى و بدان راهىكه لائق و زيبنده است صرف نمايد نه بر باطل . پس عقيده بهترين داعىاى است بهسوى مدنيتى كه اساس آن بر معارف حقه و اخلاق مهذّبه مىباشد و نيكوترين مقتضىاى است از براى قوام هيئت اجتماعيه . عماد آن معرفت هر شخص است ، حقوق خود را و سلوك اوست بر صراط مستقيم عدالت و قوىترين حدود معاملات است از روى راستى و صداقت و گزيدهترين سبب است از براى مسالمت و موادعت اصناف آنها ، بهجهت آنكه مسالمت ، ثمره محبت و عدالت
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
ص١٦٠