تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ابواب منافع است بر روى انسانها و اين ميل راهنمائى مىكند افراد بشر را به سوى صنايع عجيبه و اختراعات غريبه و علم طبيعت و علم كيميا ، كه عالم را از صورتى به‌صورتى ديگر درآورده است . بلكه جلّ علومى كه موجب تكميل عقول و مقتضى تقويم نفوس و باعث اصلاح شئون ظاهريه و باطنيه انسانها گرديده است ، همگى از آثار همين ميل و از نتايج همين خواهش است . و اين ميل است كه قوام انسانيت انسان است و بدين ، از سائر حيوانات امتياز يافته است و اعظم سعادت‌ها و نيكبختىها را به واسطهء اين استحصال نموده است . پس هر انسانى را واجب است كه اين ميل مقدس را از سوءاستعمال مصون و محفوظ دارد و در امور بلافائده آن را به‌كار نبرد ، تا آنكه از منافع و فوائد آن خود را و ديگران را محروم نسازد . چنانچه متفلسفين مشرق زمين خود را محروم ساخته‌اند ، زيرا آنكه ايشان از قرون متعدده رغبت و ميل خود را در مسائلى به كار برده‌اند كه نه در آنها منافع دنيويه است و نه منافع اخرويه ، چون مسئله هيولى [ 1 ] و صورت [ 2 ] و مسئلهء عقول عشره [ 3 ] و نفوس تسعه [ 4 ] و مسئله محددالجهات [ 5 ] و عدم جواز خرق [ 6 ] و التيام بر افلاك و امثال آنها از خزعبلات و خرافات . ميل محامات [ 7 ] از وطن و جنس [ 8 ] و خواهش مدافعه از دين و هم كيش يعنى تعصب وطنى و تعصب جنسى و تعصب دينى برمىانگيزاند انسان‌ها را بر مسابقت در ميدان فضائل و كمالات و باعث اين مىشود كه اصحاب اديان و ارباب اوطان و قبائل و شعوب در اعلاى كلمه خود ، بكوشند و موجب اين مىگردد كه هريك از آنها در اسباب عزت و شوكت و وسائل قوت و سطوت [ 9 ] سعى و اجتهاد خود را به‌كار برند و اين ميل است كه قبائل و ارباب اديان را بدين مىدارد كه بر مدارج شرف عروج كنند و
هامش
[ 1 ] . ماده قابل‌الصور انسانى و شكل [ 2 ] . نفس ظاهر و شكل [ 3 ] . عقول عشره بنابر اصطلاح فلسفه شرق موجوداتى هستند مجرد كه واسطه ميان مبدأ و ساير موجودات باشند . [ 4 ] . نفوس تسعه نيز موجودات مجردى هستند كه به مواد تعلق يابند و همين فرق ميان عقل و نفس است كه عقل به‌ماده تعلق نپذيرد ، يعنى بدان احتياج نداشته باشد ولى نفس به ماده تعلق پذيرد و بدون آن كارى از او سر نزند . [ 5 ] . محددالجهات فلك نهم را گويند كه به‌عقيده حكماى يونان وراى آن چيزى نيست ! فضا بدان منتهى مىشود . [ 6 ] . خرق و التيام يعنى پاره‌شدن و به هم پيوستن و به عقيدهء فلاسفه يونان خرق و التيام در اجسام فلكى روا نيست . [ 7 ] . حمايت كردن از وطن و قوم خود [ 8 ] . نژاد ، قوميت . [ 9 ] . غلبه
مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 150 | سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني