در تأليفات و تصنيفات و افكار و خطب حكماء و علماء و خداوندان دانش . عجيبه ميلى است و غريبه خواهشى است كه مبدع كون ، در افراد انسانيه نهاده است . و فائده اين ميل و ثمره اين خواهش در ترقيات از سعى هزارها مربى شفيق و از كوشش هزارها معلم دلسوز بيشتر است . و اگر اين ميل در افراد اين نوع نمىشد ، تساهل و تسامح و اهمال و تهاون [ 1 ] انسانها را فراگرفته عقول صافيه و قرائح ذكيّه ايشان از خطه نقص و حضيض [ 2 ] ناتمامى ، هيچگاهى به اوج كمالات و ذروهء [ 3 ] فضائل عروج و صعود نمىكرد . و آثار عظيمه و نتايج جليله خرد و دانش ايشان ، صورت هستى نمىگرفت و اين صنايع بديعه و حِرَف أنيقه [ 4 ] و علوم دقيقه بهعالم شهود جلوهگر نمىشد . و غالب قواى مقدسه انسانها كه مخازن اسرار و حكم الهيه است ، در نهان خانه كمون ، عاطل و باطل مانده بلاثمر و بىفائده مىگرديد . پس اين ميل انتقاد و اين خواهش خردهگيرى دعوت مىكند انسانها را بهتحقيق و تدقيق و ايشان را بر اين مىدارد كه در صنايع و حرف و علوم و معارف تعمق و تدبر نمايند و تساهل و تهاون نورزند و بودن اين ميل در افراد بشريه ، بر اين دلالت مىكند كه كمالات انسانيه را نهايتى نيست و قدرت بنىآدم را اندازهء نمىباشد و هر اثرى كه از انسان سرزند ، اگرچه در نهايت حسن و غايت اتقان [ 5 ] و احكام بوده باشد ، باز نظر بهقواى فعالهاى كه در او گذاشته شده است ، خالى از نقص و عيب و ناتمامى نخواهد بود و سوءاستعمال اين ميل ، اين است كه داراى آن به واسطهء حسدى كه از آثار خست نفس است ، آنقدر خواهش انتقاد را قوّت بدهد و حب خردهگيرى را بدان پايه رساند كه از سرعت حركت در عيبجوئى ، فرصتنظر به محاسن او را دستياب نگردد و بهغير عيب و نقص ، چيز ديگرى در آثار حسنه ارباب دانش و بينش بهديده غبارآلود حسدش نيايد و اگر فساد اين ميل در قومى عمومى گردد ، البته فتور همت آن قوم را فراگرفته افكار عاليه و آثار عظيمه و كارهاى سترگ از ايشان ظهور نخواهد نمود . چونكه غايت قصوى و مطلب اقصى [ 6 ] و محرك اوّل هركسى در ارتكاب اعمال شاقه
هامش
[ 1 ] . هر چهار كلمه بهمعنى سستى است .
[ 2 ] . پستى
[ 3 ] . انتهاى بلندى
[ 4 ] . عجيبه و نيكو
[ 5 ] . اتقان و احكام مرادف يكديگر بهمعنى پايدارى
[ 6 ] . دورترين غايات