و همچنين نبايد نكوهشكننده افراط كرده خود را ذمّام قرار دهد و متعرض هتك اعراض عباداللَّه شده ، افعال قبيحهاى كه ضرر آنها متعدى نيست از اين و از آن نقل نمايد و بلاملاحظه منافع عامه ، قدح در زيد و طعن بر عمرو كند ، چون اين گونه روش باعث أثاره [ 1 ] فتن و تأسيس اساس عداوت خواهد گرديد و اگر اين صفت در امتى فاش شود ، سلسله انتظام آن امت گسيخته خواهد شد . ميل استكشاف احوال امم و حبّ اطلاع بر تواريخ عالم ، موجب آن است كه انسانها حوادث ماضيه قبائل و شعوب [ 2 ] را به منزلهء آينه قرار داده و در آنها صور احوال آينده خود را ملاحظه كنند و اگر به واسطهء اين ميل ، اطلاع بر احوال اجيال [ 3 ] سابقه حاصل نمىشد ، انسان را چگونه ممكن بود كه اينطريق مظلم حيات و اين سبيل پرخوف و خشيت [ 4 ] زندگانى و اين مسلك تنگ سهمناك دنيا را با اين عجز و ناتوانى قطع نمايد و چهسان مىتوانست كه مسالك خير را از مهالك شر تميز دهد و اگر بهسبب اين ميل علم بهتجربههاى پيشينيان دستياب نمىگشت ، وجود و استحصال اسباب حيات چگونه ممكن بود ؟ . اين ميل است كه عقول و ادراكات جميع امم ماضيه را در عقل شخصى واحد جمع مىكند و اين ميل است كه انسان را بهجائى مىرساند كه از حواس ظاهره و باطنه گذشتگان ، فائده مىگيرد و به چشمهاى ايشان نظر مىكند و به گوشهاى ايشان مىشنود و اگر اين ميل در شخصى نباشد و خواهش اطلاع بر احوال و حوادث امم نداشته باشد ، آن بيچاره در اين عالم چون كورى خواهد بود بىدست و پا كه در بيابان بىآب و گياه وحيد و تنها ، بىزاد و توشه مانده باشد و سوء استعمال اين ميل اين است كه انسان تواريخ امم را چون افسانهها شنيده بهمجرد استماع آنها بىغور و بىملاحظه مسرور گردد . چنانچه عادت امراء مشرق است كه در وقت غنودن بر روى سرير ، افسانه گواى را بر اين مىدارند كه قصص و حكايات گذشتگان را ذكر كند و ايشان در اين امر به غير از لذت افسانهشنيدن ، فايدهء ديگرى ملاحظه نمىكنند . ميل معرفت علل و اسباب حوادث و حب دانستن خواص و آثار اشياء باعث فتح
هامش
[ 1 ] . بههيجانآوردن و برانگيختن
[ 2 ] . طايفه و طريقه و قبيلهها
[ 3 ] . طبقه - نژاد - قرن - دوره
[ 4 ] . دهشت و بيم