ماند و اما نفوس آن اشخاصىكه هنوز مشهور به نام نيكى نشدهاند ، به واسطهء آنكه چون ايشان را معلوم شود كه حسن صيت از طريق حيله و مكر و رياكارى نيز حاصل مىشود ، بلاشك نفوس ايشان از تحمل رنج و تعب مسالك نامآورى حقيقى سرباز زده ، طريق اسهل ، يعنى راه حيله و مكر و رياكارى را خواهند پيمود . ميل ستايش ارباب كمال و خدمهء عموم افراد انسان و خيرخواهان عالم و خواهش ذمّ و نكوهش اشرار و خلل اندازان هيئت اجتماعيه سوق مىنمايد . انسان مجبول [ 1 ] بر طلب مدائح را بهسوى كمالات و تحريض [ 2 ] مىكند . بشر مفطور [ 3 ] بر حب ستايش را بر مكارم اخلاق و زجر مىنمايد ، مردم را از هبوط . و منع مىكند از انحطاط و ارتكاب افعال رذيله و چون افراد بشر را معلوم است كه ميل مدح اخيار و خواهش نكوهش اشرار مركوز [ 4 ] است در نفوس انسانيه ، پس اين ميل و اين خواهش بزرگترين باعثى خواهد بود از براى اينكه مردم منافع عموميه را بر منفعت شخصيه ترجيح دهند و از شرارت و بدخواهى نوع بشر دورى گزينند و بلاشك اگر مدح و ذم نمىشد ، در حركت انسان بهسوى فضائل ، بطاء [ 5 ] حاصل مىشد و در همت آن فتور روى مىداد و عملش خالى از قصور نمىگشت . پس مدح و ذم چرخهاى گردون ترقيات انسان است و بدون اين دو ، امر كمال و اعتدال از براى او حاصل نخواهد شد و لكن نبايد ستايشكننده افراط كرده ، ستايش خود را بهدرجه تملّق برساند كه ممدوح را مغرور و از اكتناه [ 6 ] احوال خويش كور سازد . و اگر تملّق در قومى شيوع يابد ، بلاشبهه فساد اخلاق كه بنيانكن مدنيت است آن قوم را فراخواهد گرفت ، زيرا آنكه چون متملّقين [ 7 ] فضيلت حقيرهاى چون كوهى در نظر صاحب آن فضيلت جلوه دهند و معايب آن را لباس فضائل بپوشانند ، البته آن شخص در نفس خود اشتباه كرده ، ديگر در اصلاح نخواهد كوشيد و اين سبب آن مىشود كه رفته رفته فساد اخلاق بر او غلبه كند و چون با هركسى اينطريق را پيمايند ، فساد عمومى خواهد شد .
هامش
[ 1 ] . مخلوق
[ 2 ] . برانگيزانيدن
[ 3 ] . فطرى چيزى است كه در سرشت انسان جاى گرفته باشد .
[ 4 ] . جاى گرفته
[ 5 ] . كندى
[ 6 ] . دريافتن
[ 7 ] . چاپلوسان