تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل و مقالات ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
چه بدنيّه بوده باشد و چه فكريّه ، جلب تحسين و استحصال مَحْمِدت است از ديگران و اگر مدح و ثنا و تحسين و ستايش در اعمال و افعال زائل شده به‌غير از تشنيع و تقبيح ، اثر ديگرى بر آثار انسانيه مترتب نشود ، قواى عقليه لامحاله از حركت باز خواهد ماند و قواى بدنيّه را وَهن [ 1 ] و سستى فرا خواهد گرفت . ميل بقاء اسم بعد از وفات و خواهش پايدارى نام پس از مردن انسان را بر اين برمىانگيزاند كه آنچه در او گذاشته شده است ، از قوّت و توانائى و طاقت ، همه را بلاتهاون و بدون مساهله [ 2 ] در استحصال امر سترگى ، كه فوق طاقت ديگران بوده باشد به كار برد ، چونكه تلبس به حالات حيات و حب نام‌آورى و زندگانى ، بر اين مىدارد كه بقاء نام را پس از مرگ ، چون نام‌آورى در حالت زندگانى بداند و به قدر توهم امتداد مدّت آن و به اندازه تخيل لذت مساعى خود را بدون سستى در اكتساب اسباب آن به كار برد . و بودن اين ميل در انسان بر اين دلالت مىكند كه اين نوع در بقاء و كمال سعادت خود محتاج است به امورى بسيار دشوار و افعالى بسيار شاق كه هرگز بر آنها قادر و توانا نخواهد شد ، مگر بدين گونه سببى فعال و باعثى مؤثر ، كه خواهش بقاء نام بوده باشد پس از مرگ . و اگر ميل بقاء اسم در بعضى از نفوس كبيره متمكن نمىشد ، از كجا اين اختراعات عجيبه و اين صنائع غريبه و اين علوم حكيمه عاليه و اين فنون رياضيه دقيقه‌اى كه با خارق عادات ، سر مبارات و مجارات دارد ، اين نوع را دستياب مىشد ؟ و اين عالم جديد را هركسى به نوعى از آن بهره‌ور است ، از كجا استحصال مىنمود ؟ و اگر كسى به‌نظر بصيرت غور كند ، بر او ظاهر خواهد شد كه ترقيات و تنزلات امم ، برحسب قوّت و ضعف اين ميل است در آحاد آنها و سوءاستعمال اين ميل چون چنگيزخان به‌سبب ريختن خون مليونها از نفوس مقدّسه انسانيه ، اسمى در عالم بگذارد و البته اين‌گونه اسم گذاشتن ، هميشه با لعن‌ها و نفرين‌ها مقرون خواهد بود و يا آنكه بخواهد چون آن احمق يونانى ، كه در شب تولد اسكندر ، معبد زهره را آتش زد ، ابقاى نامى كند و اسم خود را تا ابد قرين خنده‌ها و قهقهه‌هاى سامعين و قارئين نمايد ! و اين نوع ابقاء نام را ، البته هيچ‌گونه لذتى و مسرتى نبوده باشد .
هامش
[ 1 ] . سستى [ 2 ] . سهل‌انگارى