اركان قوام انسانيت منهدم خواهد گرديد . و اگر اين صفت بهحسد منجر [ 1 ] شود ، بلاريب هرگونه شر و فساد را منتج شده ، باعث تباهى هيئت اجتماعيه خواهد شد و طرق فضايل مسالك مزاياى حسنه را بر روى طالبان مسدود خواهد نمود ، زيرا آنكه حسود ، چون در خود قوّهء مبارات و ياراى مجارات با خداوندان نعمت و ارباب كمالات نمىبيند ، در ازاله نعمت اين و اظهار نقائص آن و افساد اعمال ديگران ، مىكوشد و گونهگونه مفاسد از مساعى آن دنّىالهمة ، در هيئت اجتماعيه بهظهور مىرسد . حب صيت و ميل و خواهش نامآورى ، موجب آن است كه هر انسانى غايت سعى و نهايت جد و اجتهاد خود را در منافع عموميه به كار برد و اين صفت دعوت مىكند افراد بشر را ، بر اينكه صرف فكر نموده از براى فائده خلق علوم نافعه و صناعات عجيبه را اختراع كنند ، چونكه نيكنامى بهغير از خدمت عموم ، دستياب نخواهد شد و اين خواهش نام آوريست كه از براى صيانت وطن ، جانفشانى را بر ارباب نفوس كبير سهل و آسان مىكند و اين حب صيت است كه نفوس را از شرارتها و تعديها و ظلمها منع مىكند و همه اين كتب نافعه و مؤلفات مفيده و اختراعات غريبه و اشعار رائقه و آداب فاضله آثار همين خواهش نام آوريست . اما نبايد اين ميل را بهسبب سوءاستعمال بهجائى رسانيد كه نفس انسانيه راضى شود بدينكه از راههاى حيله و غدر و مكر و دروغ و رياكارى ، استحصال صيت و اكتساب نيكنامى نمايد ، بىآنكه حقيقةً فعلى كه قابل نامآوريست از او سر زده باشد ، مثل اينكه از براى نامآورى مؤلفات و اشعار و افكار و صنايع و اختراعات ديگران را بهخود نسبت بدهد ، زيرا آنكه اولًا :
اين گونه نامآورى را به هيچ وجه لذت و مسرتى در نفوس نخواهد بود ، بلكه به جز انفعالات و انقباضات نفسانيه اثر ديگرى نخواهد بخشيد و ثانياً : اگر استحصال اين نوع صيت و نامآورى در امتى عمومى شود ، البته نفوس از حركت به سوى معالى و اكتساب فضائل باز خواهد ايستاد . اما نفوس آنان كه بدين گونه اكتساب نامآورى كردهاند ، به جهت آنكه ديگر ايشان را داعى و مقتضئ باقى نخواهد
هامش
[ 1 ] . كشيدهشده يعنى منتهى