چنانچه قوهء شهويهء بهيميه ، يعنى ميل و خواهش مآكل و مشارب و مناكح ، باعث جلب بدل مايتحلل و موجب توالد و تناسل است و بدون اين قوه شريفه ، اين نوع را پايدارى ممكن نباشد و لكن چون بهسبب سوءتصرف بهسرحد غلمه [ 1 ] و شره [ 2 ] برسد ، مستلزم فساد مزاج و حصول امراض و در غالب اوقات باعث هلاكت خواهد گرديد و بلاريب ، اصحاب شره و غلمه ، هميشه به حقوق ديگران تعديها خواهند نمود و از براى قضاى شهوات خود ، انواع مكرها و حيلهها و خدعهها به كار خواهند برد و اگر از اصحاب اقتدار بوده باشند ، جهاراً [ 3 ] از روى قهر و غلبه حقوق ضعفاء و زيردستان را تصرف خواهند كرد و البته چون اين صفت شره و غلمه ، عمومى شود موجب فساد هيئت اجتماعيه خواهد شد . ميل حيات و حب زندگانى مقتضى بناء قصور و عمارات و داعى بر انشاء مدن و قصبات و قرى ، كه زيب و زيور عالم انسانيت مىباشد و جميع صنائع جميله و بدائع أنيقه [ 4 ] و حِرَف نافعه ، به واسطهء همين ميل به ظهور رسيده است و اين ميل و محبت حيات است كه انسانها را بر اين داشت كه از خواص معادن و نباتات و حيوانات بحث كنند و آثار ازمان و فصول را دريافت نمايند و طبايع اراضى و اهويه را بفهمند و حركات كواكب و قرب و بُعد آنها را استنباط كنند . پس بدون اين ميل ، بقاء نوع انسانى متعذر خواهد بود ، ولى چون حبّ حيات به حد افراط رسد در بعضى اوقات مستوجب هلاكت خواهند گرديد . چنانچه لشكريان روباه دل بهجهت فرط حب زندگانى از ميدان حرب گريخته كه جانى به سلامت برند ، اين امر موجب جرأت و اقدام دشمنان شده آنها را به زودترين وقتى ، به وادى هلاكت مىرسانند و در بعضى اوقات مستلزم اين مىشود كه مفرطين [ 5 ] در محبت حيات به ذلّ مسكنت و عبوديت مبتلا گردند و با غايت پريشان حالى و فقر و فاقه طوق اسيرى بر گردن نهند و اين در آن وقتى است كه بهسبب گرانجانى و محبت زندگانى از قوم و وطن خود ، دفاع نكنند . محبت ذات : محبت ذات موجب آن است كه انسان در استحصال منافع خويشتن
هامش
[ 1 ] . مغلوبيت از شهوت و غلبه شهوت
[ 2 ] . غلبه حرص
[ 3 ] . آشكارا
[ 4 ] . عجيبه و خوب
[ 5 ] . افراط كنندگان