تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
بگذارند فوراً خم مىشويد و تحمل آن بار گران را مىنماييد ، و اگر مثل استر بر شما بخواهند وارد شوند فوراً تسليم مىنماييد ! سبحان اللَّه ملاحظه نماييد كه چهار پايان از عدم قيام گويا كراهت دارند و مىخواهند راست بايستند ، اما شما مثل آنها ميل داريد پشت خم نموده مانند خودى را سجده بريد به اين فروتنى عادت وخو كرده‌ايد و به حكم ستمكاران تن در داده‌ايد . حالا خوبست شما ملت چندى از حال يكديگر جستجو نماييد و در سختيها مساوات كنيد و به حكم « انما المؤمنون اخوة » مساوى باشيد و به كلمه واحده تمام به مساوات جمع آييد و مقدارى از مال خود را در راه وطن صرف كرده دريغ ننماييد ، تأسيس مدارس و تشكيل مريض خانه‌ها دهيد ، چرا كه شرط انسانيت انسان اينست كه نفعش به برادران دينى برسد ، اگر معنى برادرى عمومى را خوب بفهميد بدانچه گفتم عمل خواهيد نمود » . لزوم وجود قانون « . . . در حقوق ميان طبقات مساوات قرار خواهيد داد و هنوز شما لذت مشروطيت را نبرده و نمىدانيد چيست ، آدم كور چه مىداند كه عمارت زيبا و دلكش يا مناظر عاليه منقش چه طور است بلكه تصورش را هم نمىتواند بنمايد ، شما هم در زمين استبداد متولد شده‌ايد و بدان خو نموده‌ايد يعنى مثل آدم افيون خوار كه عادت را نمىتواند از خود دور كند و بدين زهر ناگوار تلخ خوش دارد همين طور بظلم و جور مستبدين عادت و خو نموده‌ايد ، يك روز اگر بر سرتان نكوبند يا حرفى بد نگويند آرام نداريد ، غافل از اينكه ترقى كلى ميان ملت در اين است كه اصول سلطنت منظم باشم و سدى محكم از مشروطيت در مقابل استبداد بسته گردد و قانونى در ميان ملت قرار داده شود كه زمان محاكمه شاه با گدا يكسان باشند ( همچنانكه در محكمه الهيه نيز همين طور است ) . قانون كه در ميان ملتى نهاده نشود مسلم است كه تمام گمراه خواهند شد و همان گمراهى سبب مىشود كه از اجراى قانون نفرت پيدا كنند والتفاتى درست در آن ننمايند ، اى ملت قلوب شما همه بيمار شده است از آن طرف هم قواى دولت چندين هزار ساله ايران به كلى رفته و ضعف و ناتوانى سخت بر آن مستولى شده و علاجش خيلى مشكل گرديده حالا