تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣
متحرك است و حركت ديگر هم دارد ، از اين سخن برآشفتم و به تندى بگفتم پس آنچه شنيده و ديده و خوانده‌ام باطل است و تمام غلط و عاطل ؟ فرمود بلى ! آتش خشم در كانون دماغ مشتعل شد ، در مقام پرخاش برآمدم چنانچه عادت زشت اكثر طلاب است ! سيد بزگوار سكوت فرموده و من يك مرتبه به خود آمده و حال تنبّهى برايم دست داد ، نفس خود را مخاطب كرده گفتم : اى بىانصاف سراپا خلاف و اى بىكردار ناهنجار ، اى ابله وحشى گول ، و اى احمق نادان نامعقول ، اى كسى كه تمام عمر به وحشت دچار بوده و به تقليد عوام گرفتار ، خود را متكلم وحده مىدانستى ، هرچه از هر كس داشتى آن را وحى منزل پنداشتى ، به تو گفتند فلانى خوب است و فلانى بد ، بدون اينكه خوبيهاى وى را يا بديهاى ديگرى را به پرسى و بررسى قبول كردى ، بر آن تمجيد و بر اين لعن نمودى اگر غور مىكردى و لعن مىنمودى بر تو گناهى نبود ، چرا كه اقلًا اجتهاد كرده بودى ، ولى بدون فكر و بدون رويه بر آن رحمت مىفرستى و بر اين لعنت غافل از اين كه درود و رحمت از روى عدم بصيرت بردتر از لعنت است و لعنت از روى بصيرت به از رحمت ، آخر تا كى بايد در جهل مركب بمانى ، در جهل هم كه انسان باشد خوبست جهل بسيط باشد باز بهتر از جهل مركب خواهد بود چهار كلمه رطب و يابسى كه خواندهء خيال مىكنى كه علوم اولين و آخرين را دارا هستى ؟ اى خاك بر سر تو و اين فعل ناقصت ! لختى از اين گفتگوها كه با نفس امارهء خود كردم . پس روى به آن بزرگوار كرده عرض نمودم : استدعا دارم قدرى از معقتدات قائلين به حركت ارض بيان فرمائيد . فرمود : من از آنجا كه تو را بالطبع دوست داشتم علاوه خدمت به من كردهء تو را از آن اعتقادات مطلع مىسازم ( اما به دو شرط ) اولًا اينكه خود را برى و عارى از آنچه خوانده يا شنيدهء به نمايى ، مثل كسى كه باشى كه هيچ تحصيل نكرده و سراپا گوش باشى ، ثانياً مثل آدم‌هايى مباش كه ابداً گوش به حرف طرف مقابل نمىدهند و تمام در فكر اينكه حرف كه تمام مىشود ، خواه حق بوده يا ناحق آن را رد نمايند و تمام در خيال اينكه چطور رد آن كلام را برسانند . متصل در فكر كه دليلى و لو اينكه ناصواب باشد اقامه سازند و حريف را از ميدان به غير الحق براندازند ، زهى بىانصافي - خهى بى مروتى ، كه كسى داراى اين حال باشد و تمام درصدد مشاجره و جدال .