تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
ديدار سيد جمال الدين اسد آبادىزمان ورود ديدم سيدى جليل و ايدى نبيل عمامهء سبز كوچكى بر سر دارد و قباى سفيد عربى در بر ، روى قبا پوشيده روى صندلى نشسته و جمعى به دورش حلقه بسته سيگارت مىكشد . پرسيدم از شخصى كه اين بزرگوار كيست ؟ و نام مباركش چيست ؟ اين تفصيل را بيان كرد : نامش جمال الدين است مولدش اسدآباد همدان است و سنه يك هزار و دويست و پنجاه و چهار هجرى متولد شده و در افواه معروف به افغانى است به جهت آنكه در افغانستان چندى وزارت كرده بود به تفصيلى كه بيايد . بهر حال به هشت سالگى از خواندن و نوشتن فارغ شده پس به مدرسه « همدان » پاره‌ئى تحصيل نمود ، به « اصفهان » آمده نيز محصل بوده ، بهرحال مدت ده سال علم تفسير و حديث و فقه و اصول و كلام وعلوم عقليه از منطق و حكمت الهيه و طبيعيه و رياضى و علم طب و تشريح را تماماً كامل نموده وحيد دهر و فريد عصر گرديده . پس به هيجده سالگى به هندوستان مسافرت كرد ، يك سال و چند ماه رياضى جديد را تحصيل نموده پس به سوى « حجاز » سفرى كرده و سفر را به حج بيت اللَّه اختتام داده پس به كابل قدم گذارده با امير كابل مصاحب و نديم بوده و بعد از آن به تقلبات زمان به افغانستان رفته محمد اعظم خان را كه امير افغانستان بود ، وزير شده پس از فوت او سيد ثانياً به حج بيت اللَّه مشرف شده و اين در سنه يك هزار و دويست و هشتاد و پنج بود ، سپس به هندوستان معاودت كرده بعد از آن به سويس رفته و از آنجا به مصر . چندى در مصر متوقف و حوزه درسى بر پا كرده جماعتى در مدرسش استفاضه و استفاده مىنمودند . در آن اوان كشيشى راملاقات كرده و با او صحبتها داشته و به دين اسلامش مشرف ساخته به واسطه اسلام آن كشيش ، جماعتى از ارامنه به شرف دين اسلام مشرف شدند ، در ميان ساير ارامنه هياهو برخاسته و خودشان را به اسلحه آراسته با مسلمانان در انداختند ! مسلمانان نيز بر آنها تاختند ، چند نفرى متقول و بسيارى مجروح گرديدند وخديو مصر براى اطفاء اين نايره فتنه و فساد حكم به اخراج