تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران وتاريخ الأفغان ( تاريخ اجمالى ايران وتتمة البيان في تاريخ الأفغان والبيان في الإنجليز والأفغان ) ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
سبحان اللَّه اين چه اعجوبه‌اى است ؟ زمانى گذشت و مجلس كم‌كم خلوت شد صاحب منزل او را گفت كه مهم شما را ايشان شايد انجام بدهند . ( و اشاره به من كرد ) : آشنايى با سيدسيد فرمود خيلى ممنون مىشوم من عرض كردم آن مهم چيست ؟ فرمود من دو كره دارم هميشه همراه خود به سفر مىبرم يكى كره زمين و ديگرى كره آسمان ، كره آسمان قطعهء از آن خراب شده قدرى از خطوط و اشكالش ضايع گرديده . عرض نمودم بنده اين خدمت را به جان منت پذيرم و خدمات ديگر را نيز جدير ولى عدم اسباب مانع از انجام اين كار است و اسباب خجلت از روى آن بزرگوار - ميزبان فرمود مىفرستيم از بصره آنچه لازم است بياورند وكره‌ها را از صندوق بيرون آوردند ، ملاحظه كردم هر كدام تقريباً نيم ذرع قطر داشتند ، از كره آسمانى پاره‌ئى از خطوط آن مثل دواير صغيره‌اش ناچيز شده بود از اشكال شماليش ، ماند دُبّ اكبر و اصغر نابود گرديده ، نوشتم قلمى چند و قدرى رنگ از هر قبيل و شيشه روغن كه به كار آيد طلب نمايند . فوراً تلگراف كرده خواستند بعد از دو روز با جهاز وارد شد مشغول شده آن را اصلاح كردم كه هيچ معلوم نبود ، و سيد بزگورا گويا مترصد بود كه حين نگارش خطوط و اشكال از او سؤال خواهم كرد و به دستور او تشكيل خواهم داد ، وقتى آمد و ديد متعجب شده فرمود مگر تو از هيأت اطلاعى دارى ؟ ! ، عرض كردم بلى ، سه سال در اين كار رنج كشيده‌ام . فرمود هيأت قديم ؟ ! عرض كردم بلى ! فرمود افسوس كه رنجهاى تو تمام به هدر رفته ، امروز عقلاء هيأت قديم را عاطل و باطل مىدانند و هيأت جديد را به برهان ثابت مىدارند . از اين سخن وحشت نمودم و عرض كردم : مگر اين مرمّت و اشكال روى كره به غلط شده ؟ فرمود خير ، در اين اشكال ميان قدما و متاخرين خلافى نيست و در پارهء مطالب ديگر هم اختلافى نه ، عرض كردم پس در چه خلاف و اختلاف است ؟ فرمود هيأت قديم زمين را ساكن مىدانستند و در هيأت جديد متحرك مىدانند به چند حركت ، حركتى وضعيه كه بدور خود حركت مىكند ، و حركت آيينه كه به حول شمس