منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1223
خطبه 115 و من دعاء له - عليه الصّلوة و السّلام و التّحيّة - : ( 1 ) ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 115 - في الاستسقاء - اللّهمّ قد انصاحت ( 2 ) ( 2 ) حاشيهء مج : انصاحت ، انشقّت أو جفّت و يبست ، الإنصاح ، شكافته شدن . جبالنا ، و اغبرّت أرضنا ، و هامت دوابّنا ، و تحيّرت ( 3 ) ( 3 ) همان : هامت ، عطشت ، التحيّر ، سرگشته شدن . في مرابضها ، ( 4 ) ( 4 ) همان : المربض ، آنجا كه ستور بخسبد ، المرابض ، ج . و عجّت عجيج الثّكالى ( 5 ) ( 5 ) همان : الثكلى ، آن زن كه فرزندش مرده باشد . أولادها ، و ملّت ( 6 ) ( 6 ) همان : ملّ و امتلّ ، چيزى در آتش يا در خاكستر گرم افكندن . التّردّد في مراتعها ، ( 7 ) ( 7 ) مج ، دا : مرابعها و الحنين إلى مواردها ( 8 ) ( 8 ) حاشيهء مج : الحنين ، بانگ اشتر ، المورد ، راه آب ، الورد ، تب هر روزه و آبشخور . اللّهمّ فارحم أنين الآنّة و حنين الحانّة ( 9 ) ( 9 ) همان : الحانّ ، آرزومند ، يقال : ما له حانّة و لا آنّة ، أى ناقة و لا شاة . فارحم حيرتها في مذاهبها ، و أنينها في موالجها اللّهمّ خرجنا إليك حين اعتكرت علينا حدابير السّنين ، و أخلفتنا مخايل ( 10 ) ( 10 ) مخايل جمع مخيلة ، للحسابة التي ترجى المطر . الجود ( 11 ) ( 11 ) « اى بار خداى بدرستى كه شكافته شد كوههاى ما ، و گرد آلود شد زمين ما ، و تشنه شدند دوابّ و چهارپايان ما ، و سرگشته شدند در جاى خفتن آن ، و برداشتند ناله چون نالهء زنان فرزند مرده بر فرزندان خود ، و ملول شدند از تردّد گرفتن در چراگاههاى خود ، و اشتياق وا آبشخورهاى خود . اى بار خداى پس رحمت كن نالهء ناله كننده ، و اشتياق اشتياق دارنده ، اى بار خداى پس رحمت كن سرگشته شدن او را در جايهاى رفتن او ، و نالهء او از در رفتن در موضع آن . اى بار خداى بيرون آمديم ما به تو آن هنگام كه باز داشته شد ( برگماشته شد ) بر ما خشك شدن سالها ، و خلاف كرد بر ما موضع گمان بردن باران . ، سزاوار مر اين ستودن و مدح گفتن جز تو را . و مرا حاجت است به تو ، شكسته بست نكند درويشى آن را جز فضل تو ، و ور ندارد از حاجت آن مگر عطاى تو و سخاوت تو ، پس ببخش ما را در اين مقام به خشنودى تو خود ، و بى نياز گردان ما را از كشيدن دستها به حاجت وا كسى بجز تو ، بدرستى كه تو بر آنچه خواستى توانايى . »