تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1185

مساهمون:

ص١١٨٥
آنچش امروز زير پوش نمود * آن ، زبر پوش حشر خواهد بود

يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فمَلُاقيِهِ ( 1 ) . گلشن :

هر آنچ آن هست بالقوهّ در اين دار * به فعل آيد در آن عالم به يك بار همه افعال و اقوال مدّخر * هويدا گردد اندر روز محشر چو عريان گردى از پيراهن تن * شود عيب و هنر يكباره روشن تنت باشد و ليكن بى كدورت * كه بنمايد از او چون آب صورت همه پيدا شود آنجا ضماير * فرو خوان آيهء « تُبْلَى السَّرَائِر » دگر باره به وفق عالم خاص * شود اخلاق تو اجسام و اشخاص چنان كز قوهّء عنصر در اينجا * مواليد سه گانه ( 2 ) گشت پيدا همه اخلاق تو در عالم جان * گهى انوار گردد گاه نيران ( 3 ) نماند مرگ تن در دار حيوان * به يكرنگى برآيد قالب و جان

قال الشيخ في نقش الفصوص ( 4 ) : « كان الإنسان مختصرا من الحضرة الإلهية . » يعنى مجموعه‌اى است كه در اوست جميع حقايق اسماى الهيه . « و لذلك خصهّ بالصورة ، فقال - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : « خلق اللّه آدم على صورته » ( 5 ) ، و جعله اللّه العين المقصودة و الغاية المطلوبة من العالم كالنفس الناطقة من الشخص الإنساني . » گلشن :

جهان چون توست يك شخص معيّن * تو او را گشته چون جان او تو را تن
« و لهذا يخرّب الدنيا بزواله ، » يعنى از اين جهت كه انسان كامل نسبت با عالم
هامش
( 1 ) الإنشقاق : 6
( 2 ) مواليد : فرزندان ، مواليد سه گانه : مراد جماد و نبات و حيوان است .
( 3 ) نيران ج نار : آتشها
( 4 ) نقش الفصوص : رسائل ابن عربى ، ص 85 .
( 5 ) بحار الأنوار ، ج 11 ، ص 111
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1185 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )