تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1184

مساهمون:

ص١١٨٤

حشر . قال تعالى : وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ( 1 ) . و در احكام اين نشئه ، عجايب بسيار است ، انموذجى از آن صاحب فطنت سليم را از احكام منامات و علم تعبير معلوم گردد . چه خواب آيينهء سرّ فنا و تجريد است ، و محاكى احوال آخرت « كما تنامون تموتون ، و كما تستيقظون تبعثون » ( 2 ) . چه به واسطهء خواب اندك ما به تجرّدى از علايق عالم محسوس كه او را حاصل آيد ، هر آينه معقولات را در كسوت ممثّلات مشاهده مىكند . پس چون به مرگ علاقه به تمام منقطع شود ، همهء احوال و اعمال و اخلاق خود را آنجا مشخّص باز بيند به صور مناسب ، يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بيَنْهَُ أَمَداً بَعِيداً ( 3 ) . شعر :

باش تا روى بند بگشايند * باش تا با تو در حديث آيند تا كيان را گرفته‌اى در بر * تا كيان را نشانده‌اى بر در

روى في شهاب الأخبار عن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - : « من قتل عصفورا عبثا ، جاء يوم القيامة و له صراخ عند العرش يقول : يا ربّ ، سل هذا فبم قتلنى من غير منفعة » ( 4 ) . قال اللّه تعالى : يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ ( 5 ) . آن عالمى است كه در آنجا ظاهر باطن شود و باطن ظاهر . هر صفت كه در دنيا بر آدمى غالب بوده باشد ، آن صفت در آن عالم به صورتى مناسب آن پيدا شود . مثلا اگر مخنّث ( 6 ) جاه بود ، به صورت پلنگى ظاهر گردد ، و اگر قوهّء شهوت غالب باشد ، به صورت سگ ، و اگر قوهّء غضب ، به صورت خوك

هامش
( 1 ) المؤمنون : 100
( 2 ) « لتموتنّ كما تنامون و لتبعثنّ كما تستيقظون » بحار الأنوار ، ج 7 ، ص 47
( 3 ) آل عمران : 30
( 4 ) بحار الأنوار ، ج 64 ، ص 270 و شرح شهاب الأخبار ، ص 221 ، مج و دا : « من قبل عصفورا . . . فبم قبلنى . . . »
( 5 ) الطارق : 9
( 6 ) مخنّث : خم كرده شده ، شبيه به زن ، هيز