تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1155

مساهمون:

ص١١٥٥
او به سفل است و كثافت ، و بعد از حقّ تعالى ، و رغبت و حرص در دنياويّات ، و شهوت و غضب و غير ذلك كه از لوازم و نتايج اركان عالم طبيعت است ، چنان كه ساير حيوانات . عطّار :
در ميان چار خصم مختلف * كى توانى شد به وحدت متّصف گرميت در خشم و شهوت مى كشد * خشكيت در كبر و نخوت مى كشد سرديت افسرده دارد بر دوام * وز ترى رعنائيت آيد مدام
صاحب بحر الحقائق آورده است كه نفس را دو صفت است ذاتى كه از مادر آورده - يعنى از عناصر اربعه - و باقى صفات ذميمه از اين دو اصل تولّد كند ، و آن هوا و غضب است ، هوا ميل و قصد باشد به سوى سفل كه از خاصيت آب و خاك است ، و غصب ترفّع و تكبّر و تغلّب و آن صفت باد و آتش است ، و خمير مايهء دوزخ اين صفت است ، و بالضروره اين دو صفت در نفس مى بايد تا به صفت هوا جذب منافع خويش كند ، و به صفت غضب دفع مضرّات از خود نمايد ، تا در عالم كون و فساد و جود او باقى ماند و پرورش يابد . امّا اين دو صفت را به حدّ اعتدال نگه مى بايد داشت به ميزان شريعت در كلّ حال ، تا هم نفس و بدن به سلامت ماند و هم عقل و ايمان در ترقى باشد . عطّار :
همچنان كز چار خصم مختلف * شد تنت هم معتدل هم متّصف جانت را عشقى ببايد گرم گرم * ذكر را رطب اللّسانى نرم نرم زهد خشك بايد و تقواى دين * آه سردت بايد از برد اليقين تا چو گرم و سرد و خشك و تر بود * اعتدال جانت نيكوتر بود

قال في الباب الثامن و الأربعين من الفتوحات ( 1 ) : « اعلم أنّ لطيفة الإنسان المدبّرة جسده ، لمّا كان لها وجه إلى النور المحض الذى هو أبوها ، و وجه إلى الطبيعة - و

هامش
( 1 ) الفتوحات المكّية ، الباب الثامن و الأربعون و مائة ، ج 14 ، ص 458
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1155 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )