تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1106

مساهمون:

ص١١٠٦
حالتى كه مأيوس و نااميد باشد ، و كشيده شود در حالتى كه سلس القياد و فرمانبردار باشد . « ثمّ القى على الأعواد رجيع وصب ، و نضو سقم ، » باز بيفكنند او را بر چوبها در حالتى كه مورد دردهاى متواليه و مرض هاى متعاقبه باشد . « يحمله حفدة الولدان ، و حشدة الإخوان ، » برمى دارند او را فرزندان فرمانبردار ، و جماعت برادران غمخوار . « إلى دار غربته ، و منقطع زورته ، » تا خانهء غربت او ، و محلّ انقطاع و جدا شدن از زيارت او . « حتّى إذا انصرف المشيّع ، و رجع المتفجّع ، » تا آن گاه كه بازگردند مشايعت كنندگان ، و باز پس روند مصيبت زدگان . « اقعد في حفرته نجيّا لبهتة السّؤال ، و عثرة الامتحان . » بنشانند او را در قبر او در حالتى كه همراز باشد از براى دهشت سؤال منكر و نكير ، و خطاى اوقات امتحان و ابتلا در دنيا . عطّار :
چو در گهوارهء گور اوفتاديم * چو طفلان ، مادر آن عالم بزاديم شده آن گور چون گهوارهء تنگ * كفن بر دست ما پيچيده بر تنگ درون آيند دو زنگى پرزور * بجنبانند مان گهوارهء گور چو طفلان ما در آن سختى و تنگى * بلرزيم از نهيب و سهم زنگى نه ما را مادرى نه مهربانى * بگردانيده روى از ما جهانى ز ما ببريده هم بيگانه هم خويش * چو طفلان ما و راهى سخت در پيش چو طفلان آن جهان ناديده باشيم * از آن دهشت عجب ترسيده باشيم در آن ساعت كه ما خسبيم در خاك * از آن زنگى نگه‌مان دار اى پاك به ما گويند من ربّك و ما دين * خدايا از تو مى خواهم تلقين چو تو ما را بپروردى به اعزاز * مده ما را به دست زنگيان باز
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1106 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )