موضوع ( 1 ) بالقلب أيضا ، و يؤثر سرهّ فيه عند النشأة الأولى . فإذا قبض الملك النفس السعيدة ، تناولها ملكان حسنان الوجوه عليهما أثواب حسنة ، و لهما روايح طيّبة ، فيلفّونها في حريرة من حريرة الجنّة و أمّا الفاجر فيؤخذ نفسه عنفا ، فإذا وجهه كآكل الحنظل ، و الملك يقول : أخرجى أيّتها النفس الخبيثة من الجسد الخبيث » پس نزد اين حال نزع روح ، مختلف مى باشد انواع اموات . پس بعضى از ايشان را مى زند ملك نيزهء زهر آلودهء آبداده به سمّ از آتش ، پس فرار مىكند نفس از بدن ، و در حال بيرون آمدن قبض كرده مىشود . و بعضى از موتى جذب كرده نفس او به امهال اندك اندك ، تا منحصر مىشود در حنجره ، و باقى نمى ماند به حنجره الّا اندك راهى متّصل به قلب ، پس آن گاه مى زند ملك آن زمان نيزهء مسمومهء موصوفه . از براى آنكه نفس مفارقت نمى كند از قلب بى آنكه آن حربه به او زده شود . و سرّ اين نيزه آن است كه فرو بردهاند آن را در درياى موت ، پس هرگاه كه نهاده شد بر قلب ، گشت سرّ آن حربه در جميع جسد همچون زهر كشنده ، از براى آنكه سرّ حيات نيست الّا نهاده شده به قلب نيز ، و تأثير مىكند سرّ حيات در قلب در نشئهء اولى .
پس هرگاه كه قبض كرد ملك نفس سعيدى ، فرا مى گيرند آن را دو ملك نيكو روى ، كه بر ايشان باشد جامههاى خوب ، و مر ايشان را باشد بويهاى خوش ، پس درپيچند روح او را در پر نيانى از پرنيان بهشت و امّا فاجر پس فرا گيرند نفس او را به عنف و تندى ، پس ناگاه روى او همچون خورندهء حنظل ( 3 ) گردد ، و ملك گويد : بيرون آى نفس پليد از جسد پليد . مولانا :