« و عمّر معادا ، » و معمور گرداند معاد خود به اكتساب كمالات سعوديت .
« و استظهر زادا ، ليوم رحيله و وجه سبيله ، و حال حاجته ، و موطن فاقته ، » و مستظهر شود به زاد ، روز رحلت كردن از دنيا و وجه راه آخرت او ، و وقت حاجت و محلّ فقر و فاقت او .
« و قدّم أمامه لدار مقامه . » و فرستاد پيش از خود از براى جايگاه اقامت او .
من قوله : « فاتّقوا اللّه تقيّة من سمع » إلى قوله : « لدار مقامه » أمر بتقوى اللّه تقيّة من استجمع هذه الاوصاف الثمانية عشر .
از كعب الاحبار پرسيدند كه خبر ده ما را از آن صعبتر ساعتى باشد به فرزند آدم رسد اندر دنيا و آخرت . گفت : عجب ساعتى باشد فرزند آدم را آن ساعت كه وقت بيرون آمدن جان است ، و چشمها از جاى خود بگردد ، و بينى از جاى برجهد ، لبها خشك شود ، رخسارها زرد گردد ، عرق در پيشانى گرد آيد ، نالش سخت گردد ، و زبان بسته شود ، و رگها و عصبها گسسته گردد ، و آنچه كرده است در آن زمان بيند از كردار خويش ، و باطل بيند آن گمان و پندار خويش ، همهء اندامها سست گردد ، دوستان جانى جفا آغازيدن گيرند ، زن تدبير شوى كند ، شيطان قصد ايمان كند ، فرزند تدبير مال و ميراث كند ، همسايه قصد خريدن سراى كند ، ملك الموت قصد جان كند ، و آن دو فرشتهء كرام الكاتبين او را بدرود كنند ، و مرگ و تلخى جان كندن و درشتى هيبت و ضربت ملك الموت بيند ، و از كردارهاى بد پشيمان شود ، دلش برگشته شود ، ديو به وسوسه بيرون آيد ، آلتها از كار برود . سختترين ساعتى بر فرزند آدم اندر دنيا آن روز بود كه جان از تن بيرون رود ، و اين نوع احوال منسوبات جان دادن است « فاتّقوا اللّه عباد اللّه جهة ما خلقكم ، » پس بترسيد از خداى اى بندگان خداى از آن جهت كه خلق كرده است شما را از براى آن ، قال تعالى : وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1057
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص١٠٥٧