تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1033

مساهمون:

ص١٠٣٣

« و الحق آخر الخلق بأولّه ، » و ملحق گردد آخر خلق به اوّل او . قال تعالى : إِنَّ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى مِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ . ( 1 ) « و جاء من أمر اللّه ما يريده من تجديد خلقه ، » و بيايد از امر خداى تعالى آنچه مى خواهد آن را از نو گردانيدن خلق او . « أماد السّماء و فطرها ، » بخسباند آسمان را و بشكافد آن را . « و أرجّ الأرض و أرجفها ، » و بلرزاند زمين را و بجنباند او را جنبانيدن سخت . « و قلع جبالها و نسفها ، » و بركند كوههاى او و بر باد دهد . « و دكّ بعضها بعضا من هيبة جلالته » و خرد و مرد گرداند بعضى از آن بعض ديگر را از هيبت عظمت او . « و مخوف سطوته ، » و خوف شدّت او . « و أخرج من فيها ، فجدّدهم بعد إخلاقهم ، و جمعهم بعد تفريقهم ، » و بيرون آورد آن كس كه در زمين مدفون است ، پس نو گرداند ايشان را بعد از كهنه گردانيدن ايشان ، و جمع آرد ايشان را بعد از متفرّق گردانيدن ايشان . « ثمّ ميّزهم لما يريد من مسألتهم عن خفايا الأعمال و خبايا الأفعال ، » باز تمييز كند ايشان را از براى آنچه مى خواهد از پرسش ايشان را ، از پنهانيهاى علمها و پنهانيهاى فعلها . « و جعلهم فريقين : أنعم على هؤلاء و انتقم من هؤلاء . » و بگردانيد ايشان را دو گروه سعدا و اشقيا : انعام كند بر آن گروه سعدا ، و كينه كشد از آن گروه اشقيا . عطّار :

گر دوزخى و گر بهشتى امروز * پيدا نشود خوبى و زشتى امروز دى رفت قلم آنچه نوشتى امروز * فردا به برآيد آنچه كشتى امروز هر لحظه تحيّر به شبيخون آيد * تا جان پس ازين كجا شود چون آيد
هامش
( 1 ) الواقعة : 50