خاموش كزين كان و از اين گنج الهى * از مكسبه و كيسه و بازار رهيديم
هين ختم برين كن چو خورشيد برآمد * از حارس و از دزد و شب تار رهيديم
عطّار :
حيات لعب و لهو است آنچه ديدى * حيات طيبّه ( 1 ) نامى شنيدى
تويى آن نطفهء افتاده فارغ * كه اندر خلد خواهى گشت بالغ
بلوغ اينجا و در عقيب است حورش * دلت اينجا و در فردوس نورش
« فلو شغلك قلبك ( 2 ) أيّها المستمع بالوصول إلى ما يهجم عليك من تلك المناظرة ( 3 ) المونقة ، لزهقت نفسك شوقا إليها ، و لتحمّلت من مجلسى هذا إلى مجاورة أهل القبور استعجالا بها . » پس اگر مشغول سازد تو را قلب تو اى مستمع ، به رسيدن به آنچه هجوم كند بر تو از آن مناظرهء به عجب آورنده ، هر آينه بيرون رود نفس تو از بدن از شوق به آن ، و هر آينه رحلت كنيد از اين مجلس به مجاورت اهل قبور از تعجيل به موت . « جعلنا اللّه و إيّاكم ممّن يسعى بقلبه إلى منازل الأبرار برحمته . » بگرداناد ما را خداى تعالى و شما را از آنان كه سعى كنند و بشتابند به دل سوى منازل نيكان ، به بخشايش خويش
هامش
( 1 ) دا : طينت
( 2 ) نهج البلاغه : شغلت قلبك
( 3 ) همان : المناظر