تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1022

مساهمون:

ص١٠٢٢
سراى ايشان ، با عسلهاى صاف كرده و شرابهاى پالوده . « قوم لم تزل الكرامة تتمادى بهم حتّى حلّوا دار القرار ، و أمنوا نقلة الأسفار . » ايشان قومى اند كه لا يزال كرامت از حقّ تعالى متمادى مىشود به ايشان ، تا فرود آمدند در جاى قرار ، و ايمن شدند از نقل كردن و مشقّت اسفار .
المنّة للهّ كه ز پيكار رهيديم * زين وادى خم در خم پر خار رهيديم زين جان پر از وهم و كژ انديشه گذشتيم * زين چرخ پر از مكر جگر خوار رهيديم دكّان حريصان به دغل رخت همه برد * دكّان بشكستيم و از آن كار رهيديم بى اسب همه فارس و بى مى همه مستيم * از ساغر و از منّت خمّار رميديم زان عيسى عشّاق و ز افسون مسيحش * از علّت و قاروره ( 1 ) و بيمار رهيديم اى سال چه سالى تو كه از طلعت خوبت * ز افسانهء پار و غم پيرار ( 2 ) رهيديم در عشق ز سه روزه و از چلهّ گذشتيم * مذكور چو پيش آمد از اذكار رهيديم خاموش كزين عشق و ازين علم لدنيش * از مدرسه و كاغذ و تكرار رهيديم
هامش
( 1 ) علّت : نياز و حاجت ، بيمارى ، آسيب و آفت ، قاروره : پياله ، شيشهء ادرار به جهت معاينه
( 2 ) پار : سال پيش ، پيرار : پيرار سال ، سال پيش از پارسال
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1022 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )