او ، « حامية قدورها ، فظيعة امورها . » و جوشان است ديگهاى او ، و سخت و زشت است كارهاى او . « وَ سِيقَ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً . ( 1 ) قد آمنوا العذاب ، ( 2 ) و انقطع العتاب ، و زحزحوا عن النّار ، و اطمأنّت بهم الدّار ، و رضوا المثوى و القرار . » و رانده شوند آنانى كه ترسيدند از پروردگار خويش به سوى جنّت زمرهاى چند كه بتحقيق ايمن شدند از عذاب ، و منقطع شد عتاب با ايشان ، و دور گردانيده شدند از آتش ، و آراميد به ايشان دار جنّت ، و راضى شدند از محلّ اقامت و آرامگاه . « الّذين كانت أعمالهم في الحياة الدّنيا زاكية ، » آن كسانى كه بود اعمال ايشان در زندگى دنيا پاكيزه . « و أعينهم باكية ، » و چشمهاى ايشان گريان . « و كان ليلهم في دنياهم نهارا ، تخشّعا و استغفارا ، » و باشد شب ايشان در دنياى ايشان همه روز ، از بسيارى بيدارى ايشان در خشوع و خضوع ، و طلب مغفرت از پروردگار خويش تمام شب . « و كان نهارهم ليلا ، توحّشا و انقطاعا . » و باشد روز ايشان در دنيا همه شب ، از وحشت كردن و جدايى جستن و نفرت از خلايق و تنهايى گزيدن ، با آنكه روز محلّ اشتغال و اختلاط با خلق است . سعدى :
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 997
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٩٩٧
ز ياد ملك چون ملك نارمند * شب و روز چون دد ز مردم رمند
نه سوداى خودشان نه پرواى كس * نه در كنج توحيدشان جاى كس
به سوداى جانان ز جان مشتغل * به ذكر حبيب از جهان مشتعل ( 3 )
هامش
( 1 ) الزمر : 73
( 2 ) نهج البلاغه : امن العذاب
( 3 ) دا : مشتغل