تخفيضا لقلوبهم ، و إذهابا للخيلاء عنهم ، » و از آن است كه آزموده است خداى تعالى بندگان مؤمن خويش را به صلوات و زكوات ، و مشقّت صيام در ايّام مفروضه از براى تسكين اطراف و جوانب ايشان ، و خاشع و خاضع گردانيدن ابصار ايشان ، و ذليل و رام گردانيدن نفسهاى ايشان ، و فرو داشتن دلهاى ايشان ، و بردن خيلاء و بزرگوارى از خواطر ايشان . « لما في ذلك من تعفير عتاق الوجوه بالتّراب تواضعا ، و التصاق كرائم الجوارح بالأرض تصاغرا ، و لحوق البطون بالمتون من الصّيام تذلّلا ، » از براى آنچه در اين عبادات است از آلودن رويهاى جميل خويش به خاك از براى تواضع و فروتنى ، و از چسبانيدن اعضاى گرامى خود به زمين از براى كوچك دلى ، و از در رفتن شكمها به پشتها از گرسنگى روزه براى تذلّل خوارى خويش . و جميع اين عبادات كه صلاة و زكات و صوم است منافات با تكبّر دارد ، امّا صلاة ظاهر است ، و امّا زكات از براى آنكه شكر نعمت ماليه است ، و شكر منعم منافات دارد با تكبّر از طاعت او ، و امّا صيام از براى آنكه در اوست از مصابره به رجوع و عطش طاعة للهّ و تذلّلا له . « مع ما في الزّكاة من صرف ثمرات الأرض و غير ذلك إلى أهل المسكنة و الفقر . » با آنكه در زكات است از صرف كردن ميوههاى زمين و غير آن به اهل مسكنت و فقر . « انظروا إلى ما هذه الأفعال من قمع نواجم الفخر ، و كفّ ( 2 ) طوالع الكبر » نظر كنيد به آنچه در اين افعال است - يعنى صلاة و زكات و صوم - از قمع و بيخ كندن آنچه ظاهر مىشود از رذيلهء فخر ، و از كفّ و منع آنچه طالع مىشود از رذيلهء كبر « و لو نظرت لما وجدت ( 3 ) أحدا من العالمين يتعصّب لشيء من الأشياء إلّا عن علّة تحتمل تمويه الجهلاء ، أو حجّة تليط بعقول السّفهاء غيركم ، » و اگر نظر كنى هر آينه نيابى
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 963
مساهمون: ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )
ص٩٦٣
هامش
1 خيلاء : كبر و بزرگ منشى
( 2 ) نهج البلاغه : و قدع طوالع الكبر
( 3 ) همان : و لقد نظرت فما وجدت