عليهما الصلاة و السلام - بر فرعون ، و بر ايشان جامههاى پشمين ، و به دست ايشان بود عصا ، پس شرط كردند با فرعون كه اگر مسلمان شود او را بقاى ملك و سلطنت و دوام عزّ و عظمت باشد . پس گفت فرعون كه آيا تعجّب نمى كنيد از اين دو شخص كه شرط مى كنند مرا دوام عزّت ، و بقاى ملكت ، و ايشان به آن حالند كه مى بينيد از درويشى و ذليلى . « فهلّا ألقى عليهما أساورة من ذهب إعظاما للذّهب و جمعه ، و احتقارا للصّوف و لبسه » پس چون ايشان چنين باشند ، چرا انداخته نمى شود بر ايشان دست برنجنهايى از طلا از براى عظيم دانستن طلا و جمع آن و حقير داشتن پشمينه و پوشيدن آن
كفّار مكهّ گفتند : لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ( 3 ) ، از غايت عناد و حميّت جاهليت از يتيم بو طالب استنكاف كردند ، و شرف آخرت را در عزّت دنيا جستند ، و از غايت شقاوت و ضلال و تعزّز به مال و جاه و جلال از مجالست اصفياى امّت و مؤانست اولياى ملّت چون عمّار و سلمان و بلال ، ننگ داشتند كه : أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا مولانا :