خاموش كزين كان و از اين گنج الهى * از مكسبه ( 1 ) و كيسه و بازار رهيديم
هين ختم برين كن كه چو خورشيد برآمد * از حارس ( 2 ) و از دزد و شب تار رهيديم
رباعى :
گنجينهء اسرار الهى ماييم * بحر درر نامتناهى ماييم
بگرفته ز ماه تا به ماهى ماييم * بنشسته به تخت پادشاهى ماييم ( 3 )
« [ انظروا إلى الدّنيا نظر الزّاهدين فيها ، الصّادفين عنها ، ] ( 4 ) فإنّها و اللّه عمّا قليل تزيل الثّاوى السّاكن ، و تفجع المترف الآمن ، » پس بدرستى كه دنيا به خدا سوگند كه به زودى دور مىكند مقيم ساكن را از جاى خويش ، و دردمند و مصيبت زده مى گرداند نعمت پرورده به خاطر امن بى بيم و ترس را .
جهان را ماه شادى زير ميغ ( 5 ) است * همه كار جهان درد و دريغ است
كه را اين گنبد گردان ( 6 ) برآرد * كه نه در آخرش از جان برآرد
جهان خون بى حد و بى باك كرد است * بسى زين تيغ زير خاك كرد است
« لا يرجع ما تولّى منها فأدبر ، و لا يدرى ما هو آت منها فينتظر . » باز نمى گردد آنچه از اوضاع دنيا روگردانيد پس پشت كرد ، و معلوم نمى شود آنچه خواهد آمد از آن پس انتظار كشيده شود .
عطّار :
نكو بارى است در دنيا و برگى * كه در خورد است سر باريش مرگى
هامش
( 1 ) مكسب : در آمد ، فايده
( 2 ) حارس : ديدهبان
( 3 ) دا : از ابتداى عبارت « قال أبو حامد في شرح أسماء اللهّ في معنى المتكبّر . . . » تا همين عبارت محذوف
( 4 ) ترجمه و شرح عبارت داخل [ ] از ابتداى خطبه ، در صفحات قبل گذشت .
( 5 ) ميغ : ابر و سحاب
( 6 ) دا : گردون