تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 883

مساهمون:

ص٨٨٣

يكديگر . « ما لكم ( 1 ) تفرحون باليسير من الدّنيا تدركونه ، و لا يحزنكم الكثير من الآخرة تحرمونه » چيست شما را كه شادمان مى گرديد به اندكى از دنيا كه مى يابيد آن را ، و غمگين نمى گرداند شما را بسيارى از آخرت كه محروم مى مانيد از آن « و يقلقلكم ( 2 ) اليسير من الدّنيا يفوتكم ، حتّى يتبيّن ذلك في وجوهكم ، و قلّة صبركم - أى و في قلّة صبركم - عمّا زوى منها عنكم » و مضطرب مى سازد و بى آرام مى گرداند شما را اندكى از دنيا كه فوت مىشود از شما ، تا ظاهر مى گردد آن در رويهاى شما ، و در بى صبرى شما از آنچه قبض كرده شد از آن از شما « كأنّها دار مقامكم ، و كأنّ متاعها باق عليكم . » گوييا دنيا خانهء بودنى شماست ، و گوييا متاع او پاينده است بر شما . عطّار :

نماند كس به دنيا جاودانى * به گورستان نگر گر مى ندانى اگر تو خود گدايى ور شهنشاه * سه گز كرباس باشد با تو همراه
« و ما يمنع أحدكم أن يستقبل أخاه بما يخاف من عيبه ، إلّا مخافة أن يستقبله بمثله . » و باز نمى دارد يكى از شما را كه استقبال كند برادر خود را به آنچه مى ترسد از عيب او ، الّا ترس از آنكه استقبال كند برادر با او به مثل آنچه او كرده . « قد تصافيتم على رفض الآجل و حبّ العاجل ، » بدرستى كه متخالص شده‌ايد بر ترك آخرت آينده ، و دوستى دنياى حال ناپاينده . « و صار دين أحدكم لعقة على لسانه ، » - « اللّعقة » بالضمّ اسم لما تأخذه الملعقة ممّا يلعق ، و استعاره للإقرار بالدين باللسان ، و كنى به عن ضعفه و قلتّه - يعنى و گشته است دين يكى از شما ليسيدنى به زبان . عطّار :
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، ما بالكم
( 2 ) همان : و يقلقكم
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 883 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )