تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣

دنيا ربوده شده است ، و غالب او مغلوب است ، و بسيار مال او نكبت زده است ، و زنهار دهندهء او غارت زده است « أ لستم في مساكن من كان قبلكم أطول أعمارا ، و أبقى آثارا ، و أبعد آمالا ، و أعدّ عديدا ، و أكثف جنودا » آيا نيستيد شما در مسكنهاى آنانى كه بودند پيش از شما ، درازتر بود عمرهاى ايشان ، و پاينده‌تر بود اثرهاى ايشان ، و دور تر بود اميدواريهاى ايشان ، و بيشتر بود شمار ايشان ، و كثيف تر ( 1 ) بود لشكرهاى ايشان عطّار :

چيست دنيا آشيان حرص و آز * مانده از فرعون و از نمرود باز گاه قارون كرده قى بگذاشته * گاه شدّادش به شدّت داشته
« تعبّدوا للدّنيا أىّ تعبّد ، و آثروها أىّ إيثار ، ثمّ ظعنوا عنها به غير زاد مبلّغ و لا ظهر قاطع ، » پرستيدند دنيا را هر گونه پرستش ، و اختيار كردند و برگزيدند او را هر گونه برگزيدن ، باز نقل كردند از دنيا به آخرت بى زوادهء رساننده به منزل و بى مركوبى قطع كنندهء مسافات مواقف قيامت . عطّار :
سؤالى كرد آن ديوانه شه را * كه تو زر دوست دارى يا گنه را شهش گفتا كسى كز زر خبر داشت * شكى نبود كه زر را دوستتر داشت به شه گفتا چرا گر عقل دارى * گناهت مى برى زر مى گذارى گنه با خويشتن در گور بردى * همه زرها رها كردى و مردى ترا چون جانت بايد كرد تسليم * چه مقصود از جهانى پر زر و سيم چو با دنيا نخواهى بود انباز * برو با لقمه و خرقه همى ساز اگر بر خاك و گر بر بوريايى * چو دنيا را نخواهى پادشاهى

« فهل بلغكم أنّ الدّنيا سخت لهم ( 2 ) بفدية ، أو أعانتهم بمعونة ، أو أحسنت لهم صحبة »

هامش
( 1 ) كثيف : بسيار ، فراوان ، متراكم
( 2 ) نهج البلاغه : لهم نفسا