تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
حقيقت او مولع است به او . شعر [ عطّار ] :
هر چه آن را پاى دارى يك دم است * نيم جو ارزد اگر صد عالم است از پى يك ساعته و صلى كه نيست * چون نهم بنياد بر اصلى كه نيست گر تو هستى از مرادى سر فراز * از مراد يك نفس چندين مناز ور شدت از نامرادى تيره حال * نا مرادى چون دمى باشد منال
« لم يكن امرؤ منها في حبرة إلّا أعقبته بعدها عبرة ، » نبوده هيچ كس از قبل دنيا در فرحى و سرورى الّا كه عقب آن آورده است بعد از آن گريهء مصيبت و اندوهى . شعر :
كدامين سبزه را داد او بلندى * كه بازش خم نداد از دردمندى همى دون جام دنيا خوشگوار است * به اوّل مستى و آخر خمار است چه بخشد مرد را اين سفله ايّام * كه يك يك باز نستاند سرانجام

في كتاب شهاب الأخبار ( 1 ) عن رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - ( 2 ) « ما امتلأت دار حبرة إلّا امتلات عبرة » يعنى پر نشود سرايى از شادى الّا كه پر شود از گريه ، « و ما كانت فرحة إلّا تبعتها ترحة » و نباشد فرحى الّا كه از پى او در آيد اندوهى . « و لم يلق من ( 3 ) سرّائها بطنا ، إلّا منحته من ضرّائها ظهرا » و نديد كسى از شادى و فراخ عيشى او شكمى الّا كه داد او را از بد حالى و تنگ عيشى پشتى . كنّى بالبطن و الظهر عن إقبالها و إدبارها عن المرء .

دهنى شير به كودك ندهد مادر دهر * كه دگر باره به خون در نبرد دندانش
« و لم تطلهّ فيها ديمة رخاء ، إلّا هتنت عليه مزنة بلاء » و تر نگرداند كسى را در دنيا
هامش
( 1 ) دا : عبارت « في كتاب شهاب الأخبار » محذوف
( 2 ) شرح شهاب الأخبار ، ص 335
( 3 ) نهج البلاغه : في
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 867 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )