« غرّارة ضرّارة ، حائلة مائلة ، ( 1 ) نافدة بائدة ، أكّالة غوّالة . » فريبندهء گزند رساننده ، جدايى اندازندهء ميل كنندهء گردنده ، نيست شوندهء هلاك كننده ، به فريب گيرنده است . عطّار :
« لا تعدو - إذا تناهت إلى امنيّة أهل الرّغبة فيها و الرّضاء بها - أن تكون ، كما قال اللّه تعالى : » نمى گذرد - گاهى كه متناهى شود و برسد به آرزوى اهل رغبت در او و خشنودى به او - از آنكه باشد ، همچنان چه گفت خداى تعالى : وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنْيا كَماءٍ أنَزْلَنْاهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تذَرْوُهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً ( 3 ) يعنى بيان كن براى انسان ، داستان زندگانى اين جهان را چون آبى كه فرو فرستاديم آن را از آسمان ، پس آميخته شد به سبب آن روييدنيهاى زمين ، پس گشت گياه ريزهء خشك كه متفرّق گرداند آن را بادها ، و هست خداى بر هر چيزى توانا . و وجه تمثيل آن است كه غايت آنچه حاصل اهل رغبت دنيا است و نهايت آرزوهاى ايشان جز فنا نيست ، چه لذّات منقضيه است مستعقب حسرات دائمه ، و سرور حاضر است مورث حزن مؤبّد . پس عالم به او معرض است از او ، و جاهل به