تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 685

مساهمون:

ص٦٨٥
تهدى مئة و تضلّ مئة إلّا أنبأتكم بناعقها و قائدها و سائقها ، و مناخ ركابها ، و محطّ رحالها ، و من يقتل من أهلها قتلا ، أو من يموت منهم موتا . » پس سوگند به آن كس كه نفس من به دست اوست كه نپرسيد مرا از چيزى در آنچه ميان شما و ميان قيامت است ، و نه از گروهى كه هدايت نمايند صد مهتدى را و گمراه كنند صد گمراه را الّا كه خبر دهم تو را از بانگ كنندهء شبان ايشان ، و از كشانندهء ايشان ، و رانندهء ايشان ، و جاى شتر خوابانيدن سواران ايشان ، و محلّ انداختن بارهاى ايشان ، و از آن كس كه كشته شود از اهل ايشان كشتنى ، و آن كس كه بميرد از ايشان مردنى .
ز ملك تا ملكوتش حجاب بردارند * هر آنكه خدمت جام جهان نما بكند
استعار أوصاف الإبل و لواحقها من الناعق و القائد و السائق و المناخ و الركاب و الرحال للفئة الهادية و المضلّة و المهدية و الضالّة ، باعتبار انقيادهم لدعاتهم . « و لو قد فقدتمونى و نزلت بكم كرائه الأمور ، و حوازب الخطوب ، لأطرق كثير من السّائلين ، و فشل كثير من المسئولين ، » و اگر بتحقيق نيابيد شما مرا و نازل شود به شما امور مكروهه ، و كارهاى عظيم متّهم به ، هر آينه سر پيش اندازند بسيارى از سؤال كنندگان ، و بد دل شوند بسيارى از سؤال كرده‌شدگان . عطّار :
رفتيم و ز ما زمانه آشفته بماند * با آنكه ز صد گهر يكى سفته بماند افسوس كه صد هزار معنىّ لطيف * از نااهلى خلق ناگفته بماند گلهاى حقيقت بنرفتيم يكى * درهاى طريقت بنسفتيم يكى از بسيارى كه راز در دل داريم * بسيار بگفتيم و نگفتيم يكى
الخلاص فى الدين و ذلك إشارة إلى فشل المسئولين . « إذا قلّصت حربكم ، و شمّرت عن ساق ، » و آن گاهى باشد كه جامه دور بركشد حرب شما ، و دامن بر زند از ساق . استعار وصف التقلّص و هو التقبّض للحرب ملاحظة لشبهها بالمجدّ فى السعى