أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ ( 1 ) . و طور سيوم ، شغاف است و آن محلّ عشق و محبّت است و شفقت بر خلق قَدْ شَغَفَها حُبًّا ( 2 ) ، و محبّت خلق از شغاف نگذرند . و طور چهارم ، را فؤاد گويند كه معدن مشاهده و محلّ رؤيت است ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى ( 3 ) . و طور پنجم ، حبّة القلب گويند كه معدن محبّت حضرت الوهيت است و خاصّان را كه محبّت هيچ آفريده را در آن گنج نيست . طور ششم ، سويدا گويند و معدن مكاشفات غيبى و علم لدنّى است ، و منبع حكمت و گنجينه خانهء اسرار الهى ، و محلّ علم اسما كه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ( 4 ) آن است ، و در وى علوم كشف شود كه ملائك از آن محرومند . اين ضعيف گويد ( 5 ) - رباعى - :
اى كرده غمت غارت هوش دل ما * درد تو شده خانه فروش دل ما
سرّى كه مقدّسان از آن محرومند * عشق تو فرو گفت به گوش دل ما »
شعر :
اى ما و من آويخته ، زين خون هر دو ريخته * چيزى دگر انگيخته ، نى آدمى و نى پرى
اى صلح داده جنگ را ، وى آب داده سنگ را * چون اين گل بى رنگ را ، در رنگها مى آورى
هامش
( 1 ) الحجّ : 46 .
( 2 ) يوسف : 30
( 3 ) النجم : 11 .
( 4 ) البقرة : 31
( 5 ) مرصاد العباد : مؤلّف گويد