تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 662

مساهمون:

ص٦٦٢

بدان كه دل را اطوار مختلف است ، و در هرطور عجايب بسيار است و معانى بى شمار تعبيه است ، كه كتب بسيار به شرح آن وفا نكند . خواجه محمّد غزّالى يك مجلّد كتاب در عجائب القلب ساخته است و هنوز عشرى از اعشار آن نگفته است ، امّا اينجا از هر چيزى مختصرى گفته آيد ، إن شاء اللّه . بدان كه دل بر مثال آسمان است در آدمى و تن بر مثال زمين . زيرا كه خورشيد روح از آسمان قلب به زمين قالب مى تابد و آن را به نور حيات منوّر مى دارد . همچنان كه زمين را هفت اقليم است و آسمان را هفت طبقه ، قالب را هفت عضو است به مثابهء زمين و دل را هفت طور به مثابهء هفت طبقه آسمان . وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ( 1 ) هر طورى از اطوار دل معدن گوهرى ديگر است كه « النّاس معادن كمعادن الذّهب و الفضّة » ( 2 ) . طور اوّل را صدر گويند ، و آن معدن گوهر اسلام است . أَ فَمَنْ شَرَحَ اللّهُ صدَرْهَُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ ربَهِِّ ( 3 ) و هر وقت كه از نور اسلام خالى ماند معدن ظلمت كفر است وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ ( 4 ) ، و محلّ وساوس شيطان و تسويل نفس است كه الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ ( 5 ) ، و از دل محلّ وساوس شيطان و تسويل نفس صدر بيش نيست و آن پوست دل است . در اندرون دل اينها را راه نيست . زيرا كه دل خزانهء حقّ است و آسمان صفت است ، اينها را بر آنجا راه نيست . وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ . ( 6 ) و طور دوم را از دل قلب خوانند ، و آن معدن ايمان است كه لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ ( 7 ) ، و محلّ نور عقل است لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها ( 8 ) ، و محلّ بينايى است

هامش
( 1 ) نوح : 14 .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 58 ، ص 65
( 3 ) الزمر : 22 .
( 4 ) النحل : 106
( 5 ) الناس : 5 .
( 6 ) الحجر : 17
( 7 ) المجادلة : 22 .
( 8 ) الحجّ : 46
منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 662 | ملا عبد الباقى صوفى تبريزى ( دانشمند )