تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١

من شبهة . » يعنى يا كسى مى يابم كه تقليدكننده است جمله حقّ را ، بى بصيرتى در فحواى آن ، پس در مى آيد شكّ در دل او از اوّل شبهه كه عارض او مىشود . « ألا لا ذا و لا ذاك » متنبهّ شو كه نه آن است و نه اين كه قابل و حامل اين علم باشد . « منهوما باللّذّة ، سلس القياد ، ( 1 ) » حريص به لذّت نفس ، و سلس الانقياد ( 2 ) ، و متتابع الاتباع ، و فرمانبردار شهوت و هواى طبيعت . « أو مغرما بالجمع و الإدّخار . » يا مشتاق به جمع مال و ذخيره كردن ، يعنى حال « لقن » و « متقلّد » ، در حمل علم دين از اين دو بيرون نيست . « ليسا من رعاة الدّين فى شيء ، » نيستند هيچ كدام از اين دو كه رعايت كنندهء دين باشند در امرى از امور . « أقرب شيء ( 3 ) بهما الأنعام السّائمة » نزديكترين چيزى كه به ايشان ماند ، چهارپايان چرنده‌اند پس چگونه رعايت و محافظت دين متأتّى شود ، حامل فقه در دين شوند ، و لا فقيه إلّا الزاهد . « كذلك يموت العلم بموت حامليه . اللّهمّ بلى لا تخلو الأرض من قائم للهّ بحجّة ، إمّا ظاهرا مشهورا ، أو خائفا مغمورا ، » يعنى همچنين مى ميرد علم به موت حاملان علم ، يعنى علماى الهى . بلى ، خالى نمى باشد زمين از كسى كه قيام نمايد براى خدا به حجّت و برهان حقّ ، ليكن گاه باشد كه ظاهر و مشهور باشد اين حجّة اللّه على الخلق - اگر زمان اقتضاى ظهور و شهرت و اشاعهء دين كند - و گاه باشد كه به خوف و خفا اقامت دين نمايد ، بى آنكه خلايق او را دانند ، و مغمور و مستور باشد از ديدهء خلايق .

هامش
( 1 ) نهج البلاغه : للشّهوة
( 2 ) سلس الانقياد : اطاعت نرم و آسان ، رام و مطيع شدن به آسانى
( 3 ) نهج البلاغه : شبها