« ها إنّ هاهنا لعلما جمّا - و أشار إلى صدره - لو أصبت له حملة » آگاه باش اى كميل زياد بدرستى كه در اينجا - و به دست مبارك اشاره كرد به آن سينه كه خزاين انفاس اسرار سينه و گنجينهء جواهر معارف و نقود علوم لدنيه بود كه در اينجا - علم بسيارى هست اگر بيافتمى كسانى كه دريابند آن را و حمل آن توانند نمود .
مولانا گويد :
چه بودى كه يك گوش پيدا شدى * حريف زبانهاى مرغان ما
چه بودى كه يك مرغ پرّان شدى * بر او طوق سرّ سليمان ما
آن را كه ز سلطان يقين تمكين نيست * گو از بر من برو كه او را دين نيست
درياى عجايب است در سينهء من * ليكن چه كنم كه يك عجايب بين نيست
گر سخن كش يابم اندر انجمن * صد هزاران گل برويم چون چمن
چه در حدائق بيانش همهء شقايق حقايق رسته ، و نرگس و نسرين عين اليقين شكفته .
حافظ :
يا رب كجاست محرم رازى كه يك زمان * دل شرح آن دهد كه چه ديد و چهها شنيد
اسرار عاشقان را ، بايد زبان ديگر * دردا كه نيست پيدا ، در شهر هم زبانى
بر سبيل تحسّر مى فرمايد كه « اگر يافتمى » ، يعنى حامل آن مفقود است و فهم كس به آن نمى رسد .