تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 542

مساهمون:

ص٥٤٢

و نفسى و طبيعى به حكم خلافت الهى و خلق او على صورته ملاحظه كند ، و تحوّل او در مشاهد و مواطن أ لست و دنيا و آخرت ، حلّ اين مسئلهء معضله بر او آسان گردد . باز گرديم به آنچه در آن بوديم پس گوييم : همچنين قلب نيز دو وجه دارد : يكى مقابل آيينهء دنيا و يكى مقابل آيينهء آخرت . اگر اين روى خود در آيينهء دنيا مى بيند ، نمى تواند كه در اين وقت آن روى خود در آيينهء آخرت ببيند . زيرا كه قلب واحد است و وحدانى التوجهّ - و اللّه تعالى لا يشغله شأن عن شأن - پس هرگاه كه روى گردانيد از آيينهء دنيا و پشت به او كرد ، آن زمان آن روى خود در آيينهء آخرت مى بيند ، يا به موت اضطرارى عامهّء خلق را يا به موت اختيارى مُوتُوا قَبْلَ أن تَمُوتُوا ( 1 ) كه با وجود شغل اين حسّ كه حجاب است بى حجاب مى بيند ، و لهذا شاه « لو كشف » تعبير از اين نشئه به « غطاء » مى فرمايد - عليه السلام و التحيّة و الإكرام - و مى فرمايد كه با وجود شغل اين حسّ حاجب كه پردهء آن حسّ است به قوّت عين لا يشَغْلَهُُ شَأْنٌ عَنْ شَأنٍ ( 2 ) به معاينه مى بينم قيامت را ، و اگر اين غطاى نشئهء دنيويه از پيش برخيزد ، هيچ بر كمال يقين و عين عيان من زياده نشود . شيخ العاشقين گويد : شاهد عين كلّ - عليه الصلاة و السلام - چون از پردهء يقين گذشت ، عيان عيان او را عيان شد . زيرا گفت : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » ( 3 ) .

گشت حال آخرت بر من عيان * اوفتادم در قيامت اين جهان حشر اعظم بر رخم در برگشود * فاش ديدم دوزخ و دار الخلود نامهء اعمال و ميزان و صراط * جملگى ديدم در آن عالى بساط مالك آن روز ديدم بى نقاب * زو يكى نازان يكى اندر عذاب
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، ج 66 ، ص 317 .
( 2 ) همان ، ج 87 ، ص 153
( 3 ) همان ، ج 40 ، ص 153