تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منهاج الولاية في شرح نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 534

مساهمون:

ص٥٣٤
نازل ، و همچنان كه اعمال و افعال صور معانى ثابته در اصل ذات عامل است ، ثواب و عقاب در موطن آخرت به صورت اعمال و افعال اوست . عطّار :
زين سوى اجل ببين كه چونى * ز آن سوى اجل چنان نمايى

زيرا كه موطن دنيا و آخرت به منزلهء دو آيينه است مقابل يكديگر . هر چه در يكى مى نمايد ، صورت آن در ديگرى منعكس مىشود . عطّار ( 1 ) :

چو مرغ جان فرو ريزد پر و بال * ببينى روى خود در آب اعمال سيه‌رويى ، سياهى پيشت آرند * سپيدى ، در فروغ خويشت آرند بهشت و دوزخت همراه با توست * فراز عرش و شيب چاه با توست

چون همراه تو نباشد كه از حبهّء دل تو رسته است ، تا آبشخور اين تخم از كدام چشمه است ، از فرات سائغ است يا از اجاج مالح ( 2 ) ، و شجرهء نابته از آن حبهّ يا شاخ طوبى يا شجرهء زقّوم است ، و همه پيش تو حاضر است . چه مؤمن جنّتى است و جنّت او عمل اوست ، كه زادهء قلب اوست ، و قائم به قصد دل اوست ، و ظلّ معانى قائمه به ذات اوست ، بلكه ظهور قلب اوست به صور معانى ، و شئون او چگونه از او غايب تواند بود و همچنين كافر دوزخى است و دوزخ او عمل اوست كه بالفعل محفوف آن است ، امّا حسّ دنيوى شاغل است از ادراك آن و حاجب : - و الحقّ تعالى لا يشغله شأن عن شأن - و لهذا در حين احتضار كه معطّل شد اين حسّ ، مشرف مىشود بر احوال آخرت . مولانا :

روز مرگ اين حسّ تو باطل شود * نور جان دارى كه يار دل شود
هامش
( 1 ) مج : كلمهء ( عطّار ) محذوف
( 2 ) حبهّ : دانه ، فرات سائغ : آب شيرين و گوارا ، اجاج مالح : آب شور و تلخ