همچنان چه از نفح ( 1 ) صدق ، دل مرغ جنّت مىشود ، از نفح ( 2 ) كذب ، دل تأنّن ( 3 ) جهنّم مىشود ، و ابدىّ الحياة مى گردند به حيات قلب انسانى .
و همچنان چه در و ديوار جنّت از حيات است ، در و ديوار جهنّم نيز از حيات است ، قال تعالى ( 4 ) : وَ ما هذهِِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلّا . بدان - أيّدك اللّه و إيّانا بالدين الخالص - كه قلب انسانى را حياتى است ابدى ، خواه كافر و خواه مسلمان را ، و از اعمال او ، اجساد برزخيهء ذى حيات ، متكوّن مى شوند به حيات ابدى مستفاض از قلب عامل عند العمل ، و از وقت عمل تا ابد الآباد مستحضر و همراه اوست . غايت آن است كه محسوس او نيست ، و صاحب كشف برزخ معاينه مى بيند كه محفوف صور اعمال خود است . عطّار :
به مقتضاى كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكلِتَهِِ ( 5 ) مراتب اعمال در صفت نقص و كمال بر وفق مدارج اعيان عمال است ، چه هر چند شخص در فضايل ذات و محاسن صفات عينيه فاضل تر ، مساعى ( 6 ) حميده و افعال ( 7 ) پسنديدهء او در تكثير حسنات و تثمير ( 8 ) خيرات كاملتر ، و هر كس كه از حليهء مكارم و اخلاق ذاتيه و مآثر زكيهء جليهء عاطل ، اعمال و افعال او از قصاراى همّت و وفور خسّت و دنائت نفس ، قاصر و